جابهجاييها و طى خدمت نظاموظيفه فرامىگيرند ، درحالىكه شمار فارسىزبانانى كه به بيان مقصود خود به زبان پشتو قادرند ثابت مىماند .
ب . زبانهاى ملّى . از 1359 ش / 1980 زبانهاى بلوچى ( 3 ) ، ازبكى ( 23 ) ، تركمنى ( 24 ) ، پشهاى ( 16 ) ، و نورستانى ( در واقع گويش كتى يا كته ، 12 ) رسما به مقام زبانهاى ملّى ارتقا يافتهاند . در پاييز 1360 ش / 1981 هريك از اين زبانها داراى برنامهء راديويى روزانه بود .
وزارت تعليمات عامّه به تهيّهء متون درسى در سطح مدارس ابتدايى مشغول بود ، چند متن هم به زبانهاى ازبكى ، تركمنى و بلوچى به چاپ رسيده و چند شماره روزنامه نيز به اين زبانها منتشر شده بود .
ج . زبانهاى محلّى . زبانهايىاند كه تعداد متكلمان به آنها ، و گسترش جغرافيايى و نقش ارتباطيشان چنان است كه موجوديت آنها در آيندهء نزديك در معرض خطر قرار ندارد . از آن جملهاند : زبانهاى پامير ( 4 - 9 ، 25 ) و نورستان ( 13 - 15 ، 17 ) ، كه با گروههاى قومى هندىتبار كه مجدّانه به حفظ هويت خويش علاقهمندند پيوندى قومى دارند ( 19 - 22 ) ؛ براهويى ( 29 ) ؛ و زبانهاى ويژهء گروههاى سيار گوناگونى كه بىجهت آنها را زير نام « جت » ( 32 ) گرد هم مىآورند . از اين جملهاند .
زبانهاى حرفهها و زبانهاى آميخته وابسته به گروههاى حرفهاى و اجتماعى كه فقط دو نمونه از آن ذكر شده ( 30 ، 31 ) نيز در همين بخش جاى دارند .
د . زبانهاى پسمانده . وضع جامعهشناختى زبانهاى اين گروه چنان است كه ظاهرا در آيندهء نسبتا نزديكى محكوم به فنا هستند ؛ هم اكنون
افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 70
مساهمون: گروهى از پژوهشگران
ص٧٠