بزرگ را بنيان نهاد . ولى گشايش راه دريايى به هند شرقى ، كشورهاى همجوار با جاده ابريشم را به ورطه ركود اقتصادى و فرهنگى سرنگون ساخت . در قرن دوازدهم ، احمد شاه درّانى افغانستان را از قيد نفوذ ايران و هند آزاد ساخت و افغانستان جديد را به وجود آورد .
قابليّت افغانستان در جوش خوردن و يكى شدن با ديگران ( و نه جذب شدن در آنها ) باعث شده است كه امروزه شاهد در آميختگى قومى و زبانشناختى خارق العادهاى در آن باشيم . اين تنوع قومى نتيجهء سه عامل است : گذشتهاى پرآشوب ؛ چادرنشينى - هماكنون نيز حدود يك ميليون از اهالى ( هشت درصد جمعيت ) به همين شيوه زندگى مىكنند - و ساختار جغرافيايى كشور . پيرامون سلسله جبال هندوكش ، يعنى مركز ثقل افغانستان ، نواحى طبيعى بزرگى جاى دارند كه به سوى كشورهاى مجاور گشوده و فاقد مرزهاى طبيعىاند . آمودريا در شمال ، كوير غربى و جنوبى ، سلسله كوههاى شرقى ، همگى معابرى هستند كه سربازان و مبلغان دينى و بازرگانان در آنها آمدوشد داشتهاند درحالىكه مناطق كوهستانى مركزى ، كه از دوران باستان مسكونى بودهاند ، وضع مساعد و مطلوبى براى پذيرش بيگانگان دارند .
وضع زبانشناختى
( جدول 1 ) . حضور زبانهاى ايرانى در اين زمينه از همه نمايانتر و بيشتر است ( - اورانسكى « 1 » ، زبانهاى ايرانى ، ترجمه بلو « 2 » ) ؛ پس از آن زبانهاى تركى نسبتا تازهوارد ، و زبانهاى هندى است كه يا بومى به شمار مىآيند ( نورستانى و دردى ) يا وارداتى
هامش
( 1 ) .I . M . Oranskii( 2 ) .J . BLau