سراسر افغانستان پراكندهاند و بيشتر شهرنشيناند . « 1 » بازماندگان مأموران نظامى و حكومتىاند كه نادر شاه افشار ( حك : 1148 - 1160 ) در افغانستان استقرارشان داد . بسيارى از ايشان مناصب ادارى و حرفهاى مهمّى دارند .
اين گروه يكى از فرهيختهترين گروههاى مردم افغانستان است . مذهب آنها شيعهء امامى است ، ولى ممكن است براى پرهيز از تمايز ، دست به تقيّه هم بزنند .
هزاره . زبان : گويش هزارگى زبان درى . از لحاظ كالبدى مغولىاند ولى در مناطقى كه گروههاى قومى از هم متمايز نيستند اختلاط ميان آنان معمول است . جمعيت هزاره به حدود 000 000 1 نفر بالغ مىشود كه عمدتا در ارتفاعات ، كشاورزى مىكنند ؛ بسيارى از ايشان در كابل و ديگر شهرها به كارهاى فصلى مىپردازند . اجداد آنها احتمالا ، در حدود 626 - 850 / 1229 - 1447 ، از تركستان چين به افغانستان آمدهاند . از لحاظ مذهبى ، برخى « 2 » شيعهء امامى ، برخى اسماعيلى و برخى سنى حنفىاند .
ايماق . زبان : گويشهاى درى ، آميخته به بسيارى از واژههاى تركى شرقى . از لحاظ كالبدى مغولىاند ، ولى در ظاهر نه به اندازهء هزارهها ، شمارشان به حدود 000 500 تن بالغ مىشود ؛ كشاورزند ، و ييلاق و قشلاق مىكنند . خود را با نام ايل خود مىنامند ( - نقشه ) و نه با اصطلاح « چهار ايماق ؛ » ؛ كلمهء « چهار » را زمانى به « ايماق » مىافزايند كه از آنها نام كاملشان خواسته شود .
مغول . زبان : درى ، آميخته به بسيارى از واژههاى مغولى . برخى از
هامش
( 1 ) . و اكثر آنها در كابل زندگى مىكنند .
( 2 ) . اكثريت آنها شيعهء امامىاند .