چكره در اندخوى ؛ سالور در ميمنه و در مروچك ؛ ارسرى و مورى در دولتآباد .
قرقيز . زبان : گويشهاى قپچاقى . دو گروه از قرقيزهاى مغولى ، شامل چندين هزار تن افراد كوچرو ، كه در پامير كوچك و پامير بزرگ به پرورش گوسفند ، بز و گاو كوهاندار تبتى اشتغال دارند .
براهويى . زبان : براهويى ( دراويدى ) ؛ بسيارى از آنها به پشتو يا بلوچى نيز تكلّم مىكنند . براهوييها كه از نژاد كمى تغيير يافتهء مديترانهاى همراه با مقدار كمى از مشخصات بوميهاى استراليايىاند در جنوبغربى افغانستان زندگى مىكنند و تعدادشان به 000 10 تن مىرسد . شغل بيشتر آنها زراعت يا چوپانى براى خوانين پشتون يا بلوچ است . گروههاى اصلى آنها عبارتاند از : ايدوزى ، لاورزى ، ياغيزى ، زركندى ، محمسانى .
- نوشتههاى راجع به براهوييها در پاكستان .
نورستانى . زبان : گويشهاى نورستانى . متعلق به زيرگروه مديترانهاى با گرايش حدود يك سوم به داشتن پوست سفيد و موى بور كه رو به كاهش است . حدود 000 70 تن از ايشان در مشرق افغانستان سكونت دارند . نورستانيها كه قبلا « كافر » خوانده مىشدند ، در اواخر قرن سيزدهم / نوزدهم ، بر اثر اجبار امير عبد الرحمان ، اسلام آوردند ( براساس تحقيقات چاپ نشدهء پاركز « 1 » ، حدود دو تا سه هزار تن از كافران چترالى هنوز به دين پيشين خود باقىاند ) . نورستانيها خود را با اشاره به اسامى جغرافيايى محلّى معرفى مىكنند - مثلا بشگلى ، وايگلى ، پارونى ،
هامش
( 1 ) .P . Parkes