تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
كرده باشد . در روستاى پشه‌اى پچغان ، كه ميان پراچى زبانهاى قسمتهاى عليا و سفلاى درّه قرار گرفته ،
a ? ( n )
، و نيز
bi ? n
« بود ، تحت تأثير
- n
پراچى واقع شده است . بر مبناى مشابهت ميان پسوندهاى ضميرى پراچى و پشه‌اى ، مانند اول‌شخص مفرد
- m
، اول‌شخص جمع
- n
دوم‌شخص جمع
- u
و جز آنها ، استناج خاصى نمىتوان كرد . ولى به مورد پراچى
si ?
« وجود دارد » ( سوم‌شخص جمع در گويش پچغان
( sen
كه مىرسيم وضع پيچيده‌تر مىشود . از لحاظ آوايى ، اين واژه مىتواند برگرفته از اوستايى
sa ? ete
« دراز كشيده است » باشد . ولى درحالىكه از مشتقات دردى سنسكريت
s ? ete
عموما معنى « ( آن ) وجود دارد ، هست » مستفاد مىشود ، در زبانهاى ايرانى از چنين تحول معنايى آگاه نيستيم . شايد پراچى
si ?
از پشه‌اى شمال‌شرقى
si ?
« آن هست » وام گرفته شده و
s
جايگزين
s ?
شده باشد ؛ شايد هم پراچى
saete › si ?
موجود از لحاظ معنايى جذب پشه‌اى شده باشد .
- to ? n
پراچى كه جزء ساختى زمان حال است و جمع آن
( * - tana ? › ) - tan
، نيجرائو
- ta
، و جز آن ، بىترديد با
- to ?
پشه‌اى شمال‌غربى ، كه از لحاظ كاركرد با آن يكسان است ، مربوط و از آن وامگيرى شده است : پراچى
janto ?
، پشه‌اى
hanto ?
، و جز آن ، « دارد مىكشد » . در هردو زبان ، زمانهاى حال و استمرارى با افزودن ستاك حال يا گذشتهء فعل كمكى ساخته مىشود ، و در هردو زبان زمان حال قديم به صورت حال يا آينده غيرمعين ( « آاوريست » ) « 1 » به كار مىرود . پراچى داراى صفت فاعلى معلوم يا مجهولى است كه به
- en
ختم
هامش
( 1 ) ." aorist "
افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 155 | گروهى از پژوهشگران / سعيد ارباب شيرانى / هوشنگ اعلم