به سوى شمالغربى گسترش يافته و به منطقهء پراچىزبانان تجاوز و آن را احاطه كرده باشد . نفوذ فارسى محلّى بر پراچى به تاريخى بسيار متأخر تعلق دارد . گذشته از وامواژههاى بسيار ، پراچى در ضمن تا حدودى تحت تأثير صرف و نحو فارسى قرار گرفته و « اضافهء » فارسى را وام گرفته و در كاربرد كنشپذير ( « ساخت شبه مجهول » ) آن تغييراتى داده است ( مورگنستيرنه ، قسمت 204 ؛ مورگنستيرنه / 2 ، قسمت اضافات ، ص 420 ) .
صرف
. صرف پراچى مبتنى بر مواد ناقصى كه در دسترس است در مورگنستيرنه ( و مورگنستيرنه / 2 ، اضافات ) مورد بحث قرار گرفته است .
در اينجا مىتوانيم فقط به چند ويژگى مهم ديگر اشاره كنيم . تنها حالتهاى واقعى در اين زبان يكى حالت مفعول عنه مختوم به
- i ?
و ديگرى حالت اضافى مختوم به
- ika
، با اسامى خاص مختوم به
- a ? n
است ( مورگنستيرنه ، قسمتهاى 89 - 94 ) . حرف اضافهء
ma
نشانهء مفعول صريح ( - « را » ى فارسى ) است ، ولى به مفهوم مكانى و زمانى نيز به كار مىرود .
دربارهء ديگر حرفهاى اضافه ، كه بيشترشان از فارسى گرفته شدهاند ، - مورگنستيرنه / 1 ، قسمت 220 . پسواژهها عبارتاند از :
- kun
« به » ، و جز آن ،
- pen
« با » ،
- tar
« در ،
- wano ?
« به سوى » ( پشهاى ) حالت غيرفاعلى
a ? n . a ? n
« من »
mun
و حالت اضافى آن
mana ? n
است .
tu ?
« تو » ،
ta ? n , to ?
؛
ma ?
« ما » ،
ma ? kha ? n
؛
wa ?
« شما »
* ( y ) us ? a ? - › )
- سرخهاى
huz ?
و جز آن ؛
‹ NTS ›
19 ، ص 103 ) ،
wa ? kha ? n
. ضماير اشاره ، مانند فارسى ، فقط نشانهء دو حالت و مبتنى بر
e ?
« اين » ،
o ?
« آن » اند ، ولى در ضمن دستگاه