اوستايى ، « مادر » فارسى ،
mo ? r
پشتو ،
mawa
ى اورمورى ،
ma ?
ى پراچى .
تغيير
- p -
و
towa : - w - › - b -
« خورشيد » در اورمورى ، -
tap -
« گرم بودن » در اوستايى ؛
xowa ? n
« چوپان » در پراچى ، -
s ? pu ? n
در پشتو . از لحاظ واژگان نيز قرينهها بسيار جالب توجهاند .
g ( i ) ri
« كوه » در اورمورى ،
gir , ger
« سنگ » در پراچى ، -
gairi
در اوستايى ،
yar
« كوه » در پشتو ،
gap
« سنگ » در اورمورى
gapa ? r
« اجاق » در اورمورى ( - ترنر « 1 » [ 1962 ] ، شماره 4023 ) ،
undraw - ; * gabba -
« دوختن » در اورمورى ،
andarf -
پراچى ؛
ro ?
« آهن » در اورمورى كانيگرام ،
ru
در پراچى . در ساختار نحوى - ريختشناختى « 2 » اين دو زبان تفاوتهاى مهمى مشاهده مىشود كه احتمالا معلول آن است كه پيش از ناپديد شدن نظام صرفى باستان در زبانهاى ايرانى از هم جدا شدهاند . باوجود اين موارد همگرايى نيز وجود دارد كه از آن جمله ساختن وجه متعدى با ميانوند
- aw -
در اورمورى و
- ew -
در پراچى است .
فارغ از مسائل زبانشناختى حاصل از پيوند اورمورى و پراچى از يك سو و پيوندهاى كهن گروههاى شمالشرقى و جنوبشرقى زبان ايرانى از سوى ديگر ، مىتوان وجود گروهى باستانى از زبانهاى ايرانى احتمالا متعلق به جنوبشرقى را پذيرفت كه در جنوب آبپخشان هندوكش به آنها تكلم مىكردهاند و امروزه فقط بازماندههايى از آنها را در اورمورى و پراچى مشاهده مىكنيم . چنان كه از ملاحظات جغرافيايى ، تاريخى ، فرهنگى ، باستانشناختى ، و نيز سنگنوشتهها و گونهشناسى
هامش
( 1 ) .morpho - syntactic strncture( 2 ) .morpho - syntactic strncture