در زمينهء ايجاد وحدت سياسى ، انزوايى نيز كه آنها را در برابر زبانهاى عمومى حفظ مىكرد بتدريج كاهش يافت . در ايام اخير ، ساختن راهها و خدمت نظام اجبارى به منزلهء حكم قتل آنها بوده است . توسعهء اقتصادى نيز حكم تير خلاص آنها را داشت ؛ نه فقط نيازهاى تازهاى به وجود آورد ، شبكهء سنتى بازارها را از ميان برد ، تعادل قيمت كالاهاى صنعتى و فرآوردههاى كشاورزى را برهم زد ، بلكه با جذب نيروهاى محدود كار يدى به كارخانه و شهرها براى هميشه خودبسندگى پراچيها را نيز از بين برد .
زبانهاى هند و آريايى
( 12 - 22 ) . جاى تعجب نيست كه آثار تماسهاى باستانى و جديد با شبهقارهء هند در حاشيهء شرقى فلات ايران مشهود است . زبانهاى خانوادهء هندوآريايى را كه در افغانستان به آنها تكلم مىشود مىتوان به دو گروه اصلى تقسيم كرد : نورستانى و دردى كه موطنشان در نورستان حاليه است ، و هندى جديد كه اقليتهاى قومى هندى تبارى به آنها تكلم مىكنند كه در دوران متأخر به اين ناحيه نقل مكان كردهاند . زبانهاى نورستانى و دردى را بويژه اين افراد مطالعه كرده :
گريرسن « 1 » ( 1921 ؛ تجديد چاپ 1968 ) ؛ گ . مورگنستيرنه ( 1929 ، 1934 ، 1940 ، 1945 ، 1949 ، 1952 ، 1954 ، 1958 ) ؛ همو ( 1930 ، 1934 ، 1939 ) ؛ همو ( 1926 ) ؛ همو ( 1932 ) ؛ همو ( 1967 ، 1944 ، 1956 و جز آن ) ؛ بودروس « 2 » ( 1959 ) ؛ همو ( 1959 / الف ) ؛ همو ( 1960 ) ؛ همو ( 1967 ) ، و استراند « 3 » ( 1973 ؛ نوشتهء استراند حاوى مطالب ويرايش نشدهء فراوانى است ) . فوسمن ( 1972 ) بهترين برداشت كلى از اين زبانها و
هامش
( 1 ) .G . Grierson( 2 ) .G . Budruss( 3 ) .R . F . Strand