تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
اما با همهء اين احوال ، وقتى كه همين حميضهء قهرمان را در برابر سواد تميمى قرار مىدهد ، سيف شخصيت ، و بزرگوارى ، و دلاورى سردار تميمى را بالاتر از او مىنماياند . چه ، اين سواد تميمى است كه بزرگوارانه انتخاب و اختيار شركت در جنگ ، و يا بردن غنائم را به حميضه واگذار مىكند . و اين خود علامت آقائى و بزرگوارى ، شجاعت و دلاورى سواد تميمى هم قبيلهء سيف بن عمر مىباشد نه چيزى ديگر ! ! سيف پس از طرح اين داستان ، بار ديگر چهرهء تابناك ، و گردن برافراشتهء حميضه را در حالتى كه غنائم جنگى را از دستبرد پارسيان بدور داشته ، و مدارك شجاعت خود و هم‌رزمانش را به يدك مىكشد در صحنه مجسم مىكند و بر اعتبار و شخصيت او مىافزايد . و دست آخر ، همهء سرفزازيها و افتخارات به قبيلهء تميم ، قبيلهء سيف بن عمر باز مىگردد . زيرا ، گره‌گشاى همهء گرفتاريها ، و رهانندهء همهء دربندها ، سردار رشيد و دلاور بىهمتاى تميم « عاصم بن عمرو » به همراهى « جابر اسدى » است كه براى رهائى حميضه و يارانش قدم به ميدان مىگذارد ، و صحنه را از وجود دشمن خالى مىسازد . آرى ، اين عاصم بن عمرو است كه تنها نامش كافى است تا دشمن جا خالى كرده فرار را بر قرار ترجيح دهد ! و بالاخره همين موارد بوده است كه ابن حجر را بر آن داشته تا با اعتماد بر سخنان سيف جائى مخصوص در كتاب « اصابهء » خود به حميضه و ديگر مخلوقات خيالى او اختصاص دهد ، و برايشان در رديف ديگر اصحاب رسول خدا ( ص ) شرح حال بنويسد . آنچه تا به اينجا آورديم ، از فعاليتهاى « حميضه » در جنگهاى برون مرزى شبه‌جزيره خبر مىداد . در صورتى كه طبرى از زبان سيف يك سلسله فعاليتهاى درون مرزى ، چون مرتد شدن ، و به راه انداختن آشوب ارتداد را نيز به حميضه نسبت داده است . طبرى در همين زمينه ، و ضمن اخبار ارتداد يمانيان مىنويسد : ابوبكر با ارسال پيام ، و اعزام نمايندگانى براى كارگزاران و عمالش ، به جنگ مرتدها كمر بست . از جمله اينكه به « عُثْمَانَ بْنَ أَبِي الْعَاص » فرماندار ( طائف ) نوشت كه به يارى و كمك ثابت قدمان در اسلامِ محل مأموريتش ، مرتدهاى منطقه را سركوب نمايد .