تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
عقب‌نشينى بىجا را ملاحظه كرد ، بانگ بر ايشان زد : - شما را چه مىشود ؟ ! جعفيان جواب دادند : - اسلحهء ما در اينان كارگر نيست . حميضه گفت : - اين چه حرفى است ، همين‌جا بمانيد تا نشانتان بدهم . ببينيد ! پس بيك‌باره به يك سرباز ايرانى كه از كنارش مىگذشت حمله برد و با نيزه پشت او را از هم بدريد و به يارانش بانگ برداشت : - ديديد كه اينها جز براى كشته شدن بدست شما اينجا نيامده‌اند ! پس جعفيان با شنيدن سخن حميضه قويدل شده به يك‌باره حمله آوردند و صفوف دشمن را از هم دريدند ، و او را به عقب‌نشينى وادار نمودند ! !

اسناد سيف در افسانهء حميضه

سيف اسامى زير را به عنوان سند روايات خود در افسانهء حميضه معرفى كرده است : 1 - محمد ، كه همان ( محمد بن عبد الله بن سواد نويره ) است ، كه از راويان مخلوق او مىباشد . 2 - « مُحَمَّدُ بْنُ جَرِير عَبدى » كه او هم از راويان ساختگى او است و وجود خارجى نداشته است . 3 - « عَابِس جُعْفى » ، و پدرش را كه : 4 - « ابو عَابِس جُعْفى » ناميده و پدر و پسر هر دو از راويان مخلوق او مىباشند . و ما ندانستيم كه اين « ابو عابس » را چه نام داده است !

فشردهء افسانهء حميضه و بررسى آن

سيف ، حميضهء قهرمان و افسانه‌اى خود را از جمله همپيمانان عدنانيان آفريده ، شجاعت ، و دلاورى او را در برابر يمانيان ترسو و بزدل ترسيم مىكند و سرشكستگى ، و عدم توانائى و قدرت رزمى يمانيان را كه در آن پيمان كذائى هم شركت نكرده بودند به مسخره مىگيرد .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 62 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا