دودمان حميضهء سيف
سيف حميضهء خود را از قبيلهء ( بارق ) آفريده ، و سربازان تحت فرماندهيش را نيز از قبايل ( بارق ، و المع ، و غامد ) كه همگى تيرههائى از ( خزاعهء ازد قحطانى ) مىباشند قرار داده است ؛ ( ازدى ) كه در ( سُراة ) زندگى مىكردند ، و آنها بر حسب محل سكونتشان به چهار دسته تقسيم مىشدند :
1 - ( ازدِ شِنَوءَ ) كه منطقهاى در يمن بوده .
2 - ( ازدِسُراة ) ، كه سراة به بلنديها و قسمتهاى كوهستانى سرزمينهاى ما بين ( تهامه ) و ( يمن ) كه از سرزمين عرفه ، تا صنعاء امتداد داشته است اطلاق مىشده و شامل ( سراة ثقيف ، و سراةِ ثقيف ، و سراةِ فهم ، و سراةِ عدوان ، و سراةِ ازد ) بوده است .
3 - ازدِ غَسَّان .
4 - ازد عمان .
پس سيف بن عمر ، حميضه و يارانش را از خزاعه كه منزلگاهشان در اطراف مكه قرار داشته آفريده است .
پيش از بعثت ، بين قبايل خزاعه از يك سو ، و ( بنى كنانهء عدنانى ) از سوى ديگر ، پيمان همكارى و همبستگى عليه ديگران بسته شده بود ، اما زمانيكه قريش به مخالفت با رسول خدا ( ص ) برخاست ، « خزاعه » جانب آن حضرت را گرفت و با او پيمان بست .
بار ديگر بر سر مطلب مىرويم و اخبار حميضه را پى مىگيريم .
طبرى از قول سيف خبر يورشهاى سپاهيان اسلام را پيش از جنگ قادسيه چنين آورده است :
سواد تميمى ، و حميضهء بارقى هر كدام به سرپرستى يكصد نفر سپاهى بر سپاه ايران يورش برده ، با نفوذ به قلب سپاه دشمن غنائم فراوانى به چنگ آوردند .
خبر اين واقعه چون به گوشت ( رستم فرخ زاد ) سرفرمانده سپاه ايران رسيد ، چابك سوارانى را براى گوشمالى مهاجمين ، و باز پس گرفتن اموال از دست رفتهء خود به تعقيب ايشان فرستاد .
از اين سو خبر شبيخون مسلمين به سپاه ايران به سمع سعد وقاص كه قبلا افراد