تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
امر جنگ و تأييد رزمندگان اسلام - را مشاهده كرد در دل به اسلام گرويد و همين امر باعث شد كه مسلمان شود ! ! 2 - سيف در داستان فتح ( بهر سير / ويه اردشير ) مدعى مىشود كه فرشتگان عالم بالا بر زبان « ابو مفزر تميمى » نهادند تا به زبان پارسى سره در پاسخ پيام امپراطور ايران به فرستادهء او بگويد : بين ما دوستى و آشتى رخ نخواهد داد مگر آن‌هنگام كه ما از عسل ( افريدون ) و تُرنج ( كوثى ) خورده باشيم ! ! ابو مفزر تميمى چنين سخنانى را به پارسى روان و سره بر زبان آورد ، بدون اين‌كه خودش بداند كه چه مىگويد ، و يا اين‌كه حتى يك نفر از سپاهيان اسلام مفهوم سخنان او را فهميده باشند ! ! چون پادشاه ايران بر پاسخ « ابو مفزر تميمى » آن‌هم به زبان پارسى آگاهى يافت گفت : واى بر من ! فرشتگان بر زبان اينان سخن مىنهند ، تا پاسخ ما را به زبان خودمان بدهند ! ! 3 - سيف پس از جنگ ( جلولا ) در داستان فرار « يزدگرد » به خراسان مىنويسد : پس از شكست ايرانيان در ( جلولا ) ، يزدگرد شتابان روى به ( رى ) نهاد . او در تمام طول راه پاى از محمل خود بيرون ننهاد ، در آن‌جا مىخوابيد و از آن بيرون نمىشد . شترى كه محمل شاه را بر پشت خود داشت آنى در راه توقف نمىكرد ! و ملازمان درگاه در هيچ كجا استراحتى نمىنمودند ، تا آن‌گاه كه در مسير خود ناگزير گشتند كه از پاياب رودخانه‌اى بگذرند . نگهبانان از بيم آن‌كه مبادا به هنگام فرو رفتن شتر در آب رودخانه ، آب به داخل محمل نفوذ كرده و ناراحتى شاه را فراهم آرد ، او را از خواب بيدار كردند و موقعيّت خود را به وى گزارش دادند . او از بيدار كردن خود ناراحت شده گفت : چه كار نابجائى كرديد ! به خدا سوگند كه اگر مرا به حال خود رها كرده بوديد ،
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 306 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا