جهان بالا دست داشتهاند ؟
داستانهاى سيف نيز عينا چنين وضعى را دارندى كه ما در اينجا براى تكميل مطالب خود نمونههائى از آنها را نقل مىكنيم .
نمونههائى از داستانهاى سيف
سيف در داستانهاى خود از رويدادهاى بزرگ و شگفتانگيزى سخن مىگويد كه بنا به پندار وى در صدر نخستين و بين سپاهيان اسلام و ديگر ملتها ، و يا بين خود اصحاب رسول خدا ( ص ) روى داده و غالبا با يك سلسله اتفاقاتِ معجزهآسا و حيرتانگيزى همراه بوده است ؛ درست همانگونه كه در قصههاى خدايان بابل و يونان آمده است !
1 - به داستان جنگ ( قادسيهء ) او از زبان « ابن رفيل » از پدرش توجه كنيد :
« رستم » فرمانده كل سپاه ايران در آن دير به خواب رفت . او در خواب ديد كه فرشتهاى از آسمان فرود آمد و يك راست به اردوگاه ايرانيان وارد شد و بىهيچ درنگى همهء جنگ افزارهاى جنگجويان ايرانى را بگرفت و بر آنها ( مُهر ) نهاد تا ديگر كارگر نباشند ! . . .
سيف بلافاصله در روايت ديگر مىگويد :
چون رستم در ارتفاعات نجف مستقر گرديد و مواضع جنگى خود را مستحكم نمود همان فرشته را بار ديگر در خواب ديد !
او در اين نوبت ديد كه همان فرشته اين بار با پيامبر خدا ( ص ) از آسمان فرود آمد و پس از ورود به اردوگاه ايرانيان همهء جنگافزارهاى ايشان را بگرفت و بر آنها ( مُهر ) نهاد و از كارشان بينداخت و سپس به رسول خدا ( ص ) تسليم كرد . پيغمبر خدا نيز همهء آنها را به « عُمر » تحويل داد !
سيف در دنبالهء همين داستان مىگويد : وقتىكه « رفيل » اين موضوع - دخالت مستقيم خدا و پيامبر و فرشتگان او را در