نامگذارى روى داستانهاى سيف نيافتهام ، به ويژه هنگامى كه او از برخورد و درگيرىهاى صحابهء رسول خدا ( ص ) با يكديگر از زمان خلافت « عُثمان » تا جنگ ( جمل ) به داستان سرائى مىنشيند .
و يا زمانىكه به شرح ماجراهائى كه بين اصحاب و ديگر ملتها رفته است مىپردازد . چه ، همهء آنها يكدست افسانههائى هستند همانندافسانههاى ( خدايان بابل و يونان ) !
البته آن قسمت از داستانهاى او را كه من در جلد دوم كتاب « عبد الله سباء » و تحت عنوان « افسانههاى خرافى » آوردهام بايد از آنها استثناء نمود .
آن بخش از كتاب مزبور شامل داستانهائى است كه سيف آنها را دربارهء « اسود متنبّى كذّاب » با موجودى خيالى كه آن را « شيطان شاه » ناميده و از جنّيانش آفريده ، ساخته است !
اگرچه داستانهاى اسود را با چنان موجودى خيالى مىتوان از جملهء ( احاديث خرافه ) به حساب آورد ؛ ولى من ، آن مجموعه از داستانهاى سيف را از آن روى « افسانههاى خرافى » ناميدهام ، كه در آنها از ( اجنّه و پريان ) و كارهاى شگفتانگيز و خارق عادت آنان بيش از ديگر داستانهاى او سخن رفته است .
در پايان ، سپاس خود را به ناقد فاضل كه خالصانه عقيدهء خود را براى آگاهى من از مواردى كه به نظر ايشان خطا و اشتباه مىآمده ابراز داشته است ؛ تقديم مىدارد .
* * *
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 308
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٣٠٨