رسيد . چون اهالى قرقيسيا پيمان نخستين خود را با حبيب شكسته بودند ناگزير با عمير بر همان قرار اول پيمان بستند و سر بر فرمان او نهادند .
عمير چون از موضوع قرقيسيا آسوده خاطر گرديد ، روى به دژهاى پراكندهء اطراف فرات نهاد ، و دژى را در پى دژى ديگر بگرفت و بر قرار پيمان قرقيسيا با ايشان پيمان بست .
آنگاه عمير قصد ( هيت ) كرد ولى در راه متوجه شد كه « عَمّار ياسِر » كه از جانب خليفه عمر فرماندارى كوفه را در اختيار داشت ، سپاهى را به فرماندهى « سَعدِ بنِ حَرام انصارى » به جنگ ساكنان قسمتهاى بالاى ( انبار ) فرستاده است . اهالى و ساكنان دژهاى آن نواحى امانخواهان به خدمت سعد بن حرام رسيده ، و سعد ايشان را به همهء خواستههاشان امان داده ، ولى اهالى ( هيت ) را بر اساس دريافت نيمى از اموال كنيسههاشان مستثنى گردانيده است .
بعضى نيز گفتهاند كه سعد بن حرام « مِدلاج بن عَمرو سَلَمى » را مأمور ( هيت ) كرده ، و او بوده كه آنجا را گشوده است . [ پايان سخن بَلاذرى ] .
ياقوت حموى در واژهء ( هيت ، و قرقيسيا ) مىنويسد :
هيت شهرى است بر كنارهء رود فرات و نزديكىهاى بغداد .
قرقيسيا شهرى است بر مصب رود « خابور » به فرات . اين شهر در مثلثى قرار گرفته كه از سه جانب آن را آب احاطه كرده است .
حموى سپس ادامه داده مىنويسد :
چون « عياض بن غنم » ( جزيره ) را در سال نوزدهم از هجرت بگشود ، « حبيب بن مسلمهء فهرى » را مأمور فتح قرقيسيا كرد ، حبيب شهر مزبور را بر اساس پيمانى كه با اهالى ( رقه ) بسته بود بگشود [ . . . تا آخر ] .
البته ياقوت پيش از اين مطالب ، قسمتهائى از روايات ساختگى سيف را در اين مورد آورده است .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 129
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٢٩