پيشتازانى به ( هيت ) اعزام دارد تا آن شهر را در محاصرهء خود بگيرد .
« عَمرو » در اجراى دستور خليفه هيت را در محاصره گرفت ، امّا پس از چندى « حارث بن يزيد عامرى » را به فرماندهى نيمى از سپاه برگزيد ، و خود با بقيهء سپاهيان به ( قَرقيسيا ) حمله برد . . . [ تا آخر داستان ] .
سپس ابن حجر ادامه داده مىنويسد :
پيش ابن حجر ادامه داده مىنويسد :
پيش از اين گفتهايم كه پيشينيان را رسم بر اين بوده كه بجز شخص صحابى را به فرماندهى سپاه نمىگماشتند . اين صحابى را « ابن فَتحُون » نيز بر « استيعاب » ابن عبد البر استدراك كرده است . [ پايان سخن ابن حجر ] .
مشروح داستان بالا را طبرى در موضوع فتح ( جزيره ) به نقل از سيف بن عمر چنين آورده است :
در ماه رجب سال شانزدهم از هجرت ، سعد وقاص بنا به فرمان خليفه عمر ، « عُمَر بن مالك بن عُتبَه » نوادهء « نَوفّل بنِ عَبد مَناف » را به فرماندهى سپاه برگزيد ، و او را مأمور سراسر ( جزيره ) كرد ، و فرماندهى مقدمهء سپاه را بر عهدهء « حارث بن يزيد عامرى » نهاد .
« عمر بن مالك » به سوى ( هيت ) حركت كرد ، اما اهالى هيت پيشاپيش براى روياروئى با مسلمانان ، خود را آماده كرده موضوع گرفته بودند .
چون عمر چنين ديد ، حارث را به جاى خود به فرماندهى سپاه بر گماشت و فرمان داد تا هيت را در محاصره بگيرد ، و خود با نيمى از سپاهيان ، برقآسا و ناگهانى به ( قَرقيسِيا ) حمله برد و كار را بر آنها چندان سخت گرفت كه مردم آنجا ناگزير از تسليم شده پرداخت جزيه را پذيرفتند .
عمر پس از اين پيروزى ، ماجرا را به حارث نوشت و دستور داد كه اگر ( هيتيان ) پرداخت جزيه را پذيرفتند دست از آنها بردار ، و گرنه به مقابلهء آنها برخيز ، و برگِرد دژ آنها بردار ، و گرنه هب مقابلهء آنها برخيز ، و بر گِرد دژ آنها خندقى بساز كه درهاى خروجى آن روبروى تو باشد .
بر اثر دستور صريح و قاطع عمر ، اهالى ( هيت ) ناگزير به تسليم ، و پرداخت جزيه شدند و حارث نيز دست از آنها برداشت و خود را به عمر رسانيد .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٢٧