از حمد و سپاس الهى فرمود :
اى مردم ! من از ابوبكر ، و عمر ، و عثمان راضيم . . . اى مردم زبان خود را از بدگوئى مسلمانان نگه داريد ، و چون يكى از آنها از دنيا برود از او جز خوبى مگوئيد !
ابن حجر پس از ذكر مطالب فوق اضافه كرده مىنويسد : سيف بن عمر اين حديث را به همين نحو از قول « سهل بن يوسف » در كتاب فتوح خود آورده است .
بحثى دربارهء سهل و دودمانش
سيف اين روايت را از زبان راويئى كه او را « ابوهمّام سهل » ناميده ، از قول پدرش يوسف از جدش سهل بن مالك روايت ، و سهل را برادر « كعب بن مالك » شاعر سخنور رسول خدا ( ص ) معرفى مىكند ، يعنى سيف براى صحابئى به نام مشهور چون كعب بن مالك انصارى ، شاعر پيغمبر خدا كه وجودى حقيقى داشته ، برادرى آفريده و نامش را « سهل بن مالك » گذاشته است ، عيناً همان كارى را كه در خلق و آفرينش ( طاهر ، و حارث ، و زبير ) ابو هاله « 1 » به كار برده و هر سه را فرزندان ابوهاله ، و خديجه ، امالمؤمنين ( ع ) و ناپسرىهاى رسول خدا ( ص ) ، و دستپروردگان آن حضرت آفريده است . يا اينكه براى هرمزان سردار بزرگ و مشهور ايرانى فرزندى به نام « قماذبان » « 2 » خلق نموده و از اين قبيل .
اما حرف اينجاست كه ( كعب بن مالك ) را در اصل برادرى به نام سهل بن مالك انصارى خزرجى ، و برادرزادهاى به اسم يوسف ، و نوهء برادرى به نام ( سهل ) نبوده است !
سهل بن يوسف راوييى براى سيف
علاوه بر آنچه گفتيم ، طبرى در حدود سى و نه ، و يا چهل روايت از سهل بن
هامش
( 1 ) . به جلد دوم همين كتاب « صد و پنجاه صحابى ساختگى » ( 2 / 235 - 265 ) مراجعه فرمائيد .
( 2 ) . به جلد اول كتاب « عبدالله سبا » رجوع شود .