تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
حقيقى داشته احياناً داراى شأن و مقام و مورد احترام و توجه همگان بوده‌اند و همين امر موجب شده است كه هر چند گاه ما را بر سر چند راهى قرار داده دچار تحير و سرگردانى نمايد ، آن سان كه براى دست‌يابى به حقيقت موضوع ناگزير بوده‌ايم كه تمام كوشش و توان خود را به كار بگيريم و تا رسيدن به مقصود از پاى ننشينيم .

نتيجهء اين بحث و بررسى

سيف ، خزيمة بن ثابت انصارى غير ذوالشهادتين را آفريده و نامش را طى دو حديث آورده ، و براى هر يك از آن‌ها سند و راويانى را معرفى كرده است ! و هر كس چون طبرى ، و ابن عساكر ، و ابن حجر كه داستان خزيمهء غير ذوالشهادتين را آورده ، و يا به شرح حالش پرداخته است ، سخن از سيف بن عمر گرفته است نه كس ديگر ، و دانشمندان ديگرى نيز چون « توحيدى ، ابن اثير ، ابن كثير ، ابن خلدون » و ديگران كه نامى از خزيمهء غير ذوالشهادتين برده‌اند ، مستقيم و غيرمستقيم ، سخن از طبرى گرفته‌اند بنابراين به طورى كه ملاحظه مىشود « اين همه آفات از سيف است و بس ! ! » سيف همهء شخصيت‌هاى افسانه‌اى خود را در قرن دوم هجرى ، و در پاسخ به نداى تعصبات قبيلگى ، و جانب‌دارى از خداوندان زر و زور ، و سرسپردگى به خاندان بنىاميه و مضر - قبيلهء خود - و مداحى و ستايش ايشان ساخته است تا بدان وسيله بتواند قبايل رقيب و دشمن قديميش را از يمانيان و قحطانيان به لجن بكشد ، و كينهء ديرينهء خود را از ايشان بستاند . و تازه اين يك روى سكه است . سيف در خلق نقش‌آفرينانش به نام صحابى پيغمبر خدا ، و ساختن چنان افسانه‌هائى ، پيروى از تعصبات دينى و مذهبى خود ( زندقه ) را نيز در نظر داشته تا در راه عناد و دشمنى با اسلام - به طورى كه برخى او را متهم كرده‌اند - در صحت و درستى معالم اسلامى ايجاد شك و ترديد نمايد ، و با انحراف دانشمندان از واقعيت‌ها ، و ايجاد موانع و مشكلات بر سر راه بحث و تحقق آن‌ها ، از اسلام چهره‌اى كاملًا مسخ شده و خود خواسته بسازد و به جهانيان معرفى كند . سيف در اين راه افسانه‌هاى خود را چنان با زيرگى و تردستى در لابه‌لاى تاريخ اسلام جاسازى كرده و به آن‌ها صورت واقعيت داده است كه شخص در به دو امر مىپندارد كه مگر به راستى اينان چهره‌هاى حقيقى تاريخ بود ، هر كدام‌شان به سهم