در مرتبهء نازلتر در عهدهء مضر و همپيمانان ايشان مىگذارد ، و نقش دوم را در عهدهء حواشى و اطرافيان آنها ، تا بيانگر و مداح مناقب و جنگآورىهاى قهرمانان اصلى ساختگى او باشند . و به هنگام گرفتارىها و شدائد به مأمن راحت و مطمئن ايشان پناه برند ، و در سايهء آنها آرامش يابند . و اين همان نقش دوم است كه سيف در اين افسانه براى عبيد بن صخر انصارى سبائى يمانى بيان داشته است !
در اينجا بى مورد نيست كه بگوئيم ، سيف در حديث دروغى كه به رسول خدا نسبت داده و بنا به ادعاى او آن حضرت به معاذ بن جبل گفته است : « هديه و پيشكش را بر تو حلال كردم . . . » تا آنجا كه مىگويد : « معاذ از محل مأموريتش با سى رأس هديهاى كه به او داده بودند به مدينه بازگشت » . بر اين سر بوده تا به دفاع از فرمانروايان خاندان « بنىاميه » برخاسته ، كارهاى ناروا و اخاذىهاى رسوا و آشكار آنها را در محدودهء حكومتشان به اين دليل ، كه آن قبيل اخاذىها و رشوه گرفتنها خود نوعى از همان هدايائى بوده كه رسول خدا بر عاملش « معاذ » روا و حلال كرده است ، توجيه نمايد !
تلاش سيف در توجيه رشوهخوارى و اخاذى سران خاندان بنىاميه از آن جهت است كه ايشان از سران و بزرگان خاندانى به حساب مىآيند كه سيف به تمام وجودش در مقام حفظ و دفاع از مفاخر و مناقب ايشان است .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١١٦