اصحاب رسول خدا آوردهاند مگر ابن سكن ( ت ، 353 ه - ) كه ابن حجر از او روايت نموده كه گفته است :
مى گويند : او - عبيد - از جملهء اصحاب است ، ولى اسناد حديثش درست و قابل اعتماد نمىباشد .
بنابراين معلوم مىشود كه ابن سكن در مورد اين صحابى و حديثش مشكوك بوده اما علت شك و ترديد خود را بيان كرده است .
و نيز چنين مىنمايد كه ابن حجر هم در مورد اين صحابى دچار اشتباه شده باشد كه در پايان سخن دربارهء او علامت ( ز ) را نهاده است ، و مىدانيم كه اين زمره را ابن حجر از آن روى به كار مىبرد كه شرح حال اين صحابى را بر ديگر تذكرهنويسان امثال ابن اثير در « اسد الغابه » و ذهبى در « تجريد » ، زيادى دارد . و يا ممكن است اين اشتباه از نسخهبردار باشد .
كوتاه سخن اينكه
عبيد بن صخر را همچنان كه سيفش آفريده است در هفت روايت از او يافتيم ، و سيف در اين آفرينش او چنين نشان داده كه :
1 - عبيد از جمله كسانى بوده كه پيغمبر خدا در سال دهم از هجرت ، و پس از حجة الوداع او را به عنوان عامل به يمن فرستاده است .
2 - پيامبر خدا در آن روز ، عمال مأمور به يمن را سفارش اكيد فرموده كه در امور خود بسيار به قرآن مراجعه كنند و . . .
3 - حد نصاب را در هر سى رأس گاو ، يك رأس گوسالهء يك ساله تعيين فرموده و . . .
4 - و معاذ بن جبل را به همراهى آنها به عنوان معلم اهالى يمن و حضرموت تعيين و به او فرموده است : دريافت هديه و پيشكش را بر تو حلال كردم . و معاذ با سى رأس هديهاى كه از مردم آن سامان گرفته بود به مدينه بازگشته است .
5 - اينكه پيغمبر در حق معاذ دعا كرده و فرموده است : او در روز قيامت در حالى برانگيخته مىشود كه مقامش از همهء علما و دانشمندان بسى برتر و والاتر است .