تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
6 - اين‌كه اسود مدعى دروغين پيامبر به عمال پيغمبر نوشته است آن‌چه را كه از سرزمين ما به دست آورده‌ايد به ما بازپس دهيد ، و او با ايرانيان جنگيده و ايشان را شكست داده و در نتيجه دو تن از عمال پيغمبر كه سمت فرماندارى داشته‌اند چون معاذ و ابوموسى كه هر دو يمانى قحطانى بوده‌اند به حضرموت گريخته ، و بقيهء فرمانداران يمانى همگى زير پرچم طاهر ابوهاله تميمى مضرى گرد آمده به او پناه برده‌اند .

بررسى سند داستان عبيد

سيف بن عمر ، احاديث هفت‌گانهء مزبور را از سهل بن يوسف بن سهل سلمى ، از پدرش از عبيد بن صخر كه سهل و يوسف ، و عبيد هر سه آفريدهء خيالات خود او هستند آورده است . . .

بازده اين بحث و بررسى

سيف روايت كرده است كه عبيد بن صخر كارگزار و عامل رسول خدا در يمن بوده ، ولى ما نام او را در خبر عمال و كارگزاران رسول خدا جز نزد سيف ، و هم آن‌ها كه در افسانهء طاهر آورده‌ايم نديده‌ايم . سيف از زبان عبيد احاديثى از رسول خدا روايت كرده است در تعيين نصاب زكات گاو و ارشاد و راهنمائىهاى عمال و كارگزاران خود ، و حلال كردن گرفتن هديه و پيش‌كش را براى معاذ بن جبل . و نيز از زبان او اخبارى آورده در قيام اسود مدعى پيامبرى ، و پناه بردن ديگر عمال و كارگزاران پيغمبر به طاهر ابوهاله مضرى ، و ديگر رويدادهاى ردّه كه چنين مطالبى را در هيچ يك از كتب رجال و تراجم روات نمىتوان يافت . آن‌چه را كه از عبيد بن صخر نزد سيف يافته‌ايم همين‌ها بود كه آورديم . سيف در اين روايات از ميدان‌دارى و رزم‌اورى عبيد سخنى نگفته ، و از قصايد و حماسه‌هاى جنگى او ، و خودستائىهايش در پهنهء كارزار بحثى به ميان ياورده است . و اين بدان سبب است كه سيف در خلق قهرمان‌هايش ، نقش‌هاى اصلى پهلوانى و جنگ‌آورى و خواندن سرودهاى آتشين و حماسه‌هاى مهيج را فقط در عهدهء تميم ، و