دست دشمن را از دامان شما كوتاه كرديم ، زيرا كه حمايت از پناهندگان از قديم كار ما بوده است .
و تو اى دشمن مغرور من ! در آن هنگام كه شعار تنها ، كفايت از حمايت مردم نمىكرد ، بىچاره و زبون درخاك و خون افتاده بودى !
خاندان تميم را همه مىدانند كه از دير باز افتخار و پيروزى در نبرد ، و بردن غنايم جنگى از آن ما بوده است .
و اينان كه آزاد شده ، و آنان كه در پناه ما هستند عزيز و محترمند ، و دوستان و پناه يافتگان به شما خوار و معدومند .
* * * در دومين حماسه چنين آمده است :
در آن روز كه تنور جنگ در پهنهء نبرد گرم مىشود ، چه كسى در گير و دار آن به پاى سر افرازى و افتخار ما مىرسد ؟
ضرب شصت ما را از « نسطاس » - فرمانده روميان در نبرد دمشق - در آن روز كه سيلاب مرگ گرداگردش را فرا گرفته بود گويا شو !
اگر از او بپرسى ، او به تو مىگويد كه ما قهرمانهايى هستيم كه در برابر جنب و جوش ايرانيان از مرزهايشان چون سيلى خروشانيم . و بر سر مردمى كه به روزگار هيشه عزيز و مالك سرزمينهاى پهناور بودهاند ، تاختهايم .
خداوند چنين خواسته است كه تنها قبيلهء تميم - قبيلهء سيف - با جوشش و كوشش ، مهار پر جوش و خروش جنگ را به دست داشته باشند .
اين دو حماسه را كه گذشتع اين عساكر از قول سيف در فتح دمشق آورده است . در حماسهء سوم مىگويد ابو بجيد ، نافع بن اسود چنين سروده است :
و ما بوديم كه به هنگام صبح در جنگ دجله با گروهى از رزمندگان خود و با شمشيرهاى آخته و نيزههاى جان گذاز بر مردم آن سامان حمله برديم .
در آن روز ، پس از اين كه باران تيرها فرو نشست ، و نوبت به شمشيرها رسيد ، اين شمشيرهاى ما بود كه بر سر دشمن فرود
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 78
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٧٨