بلاذرى پس از آن فتوحات عتبه را در منطقهء موصل از قراء و قصبات ، و ديهها و آبادىها از جمله تكريت را نام مىبرد و در پايان آن مىنويسد :
و عتبة بن فرقد ، « طبرهان و تكريت » را فتح كرد ، و ساكان دژ تكريت را به جان امان داد .
بنا بر اين ، حقيقت چنين است كه نخستين جايى كه فتح شده موصل بوده و بعد از آن تكريت ، و فاتح هر دو محل هم « عتبة بن فرقد سلمى » انصارى ، يمانى قحطانى ، و سال اين فتح و پيروزى ، بيستمين سال از هجرت رسول خدا بوده است .
اما سيف ، فتح تكريت را مقدم موصل ذكر مىكند ، و « عبد الله معتم عبسى عدنانى » را فاتح آن جا معرفى مىنمايد ، و فتح موصل را در عهدهء « ربعى بن افكل » تميمى عدنانى مىگذارد ، سپاهيان او را نيز همگى از افراد قبايل عدنان مضرى به حساب مىآورد .
ولى حقيقت اين است كه موصل و تكريت به دست « عتبه يمانى قحطانى » فتح شده است ، و اين چيزى نيست كه سيف بتواند آن را ناديده بگيرد و در برابر آن ساكت بنشيند ، پس دو تن از آفريدههاى خود را از قبيلهء مضر به حكومت و فرماندهى مىگمارد ، و سپاهيان اسلام را نيز از افراد قبيلهء مضر ، يعنى قبيلهء خويش معرفى مىكند ، و همهء اين تغيير و تبديلها را به فرمان تعصب قومى خود ، در تاريخ اسلام وا مىدارد !
اما اين كه چرا او تاريخ وقوع چنين رويدارى را تغيير داده و فتحى راكه در بيستم از هجرت به وقوع پيوسته ، آن را در سال شانزدهم از هجرت نوشته است ، مطلبى است ه در خور اهميت مىباشد و به انحراف عقيدهء او از اسلام مربوط مىشود ، زيرا اگر او به حكم زندقهاى كه به آن متهم بوده هدفش ايجاد تشويش در تاريخ اسلام نبوده ، پس چه چيزى مىتواند محرك او در اين جنايت بر تاريخ اسلام باشد ؟ !
دست آورد سيف از اين افسانه
سيف با آفريدن ربعى بن افكل تميمى :
1 - صحابهاى فرمانده ، سردارى فاتح ، و شاعرى سخنور آفريده تا نامش در رديف اصحاب واقعى رسول خدا ثبت شده برايش شرح حال بنويسند .
2 - مكانى تازه خلق كرده ، تا در رديف ديگر امكان خيالى او در كتابهاى جغرافيا براى خود جا باز كند .
3 - با خلق نبردهاى افسانهاى براى تميم ، به نداى تعصبات قبيلهاى خود پاسخ گفته