حيلهء ربعى كارگر افتاد و بى هيچ مقاومتى دژهاى دشمن به تصرف سپاهيان اسلام در آمد .
ربعى پس از تصرف نينوا و موصل و دژهاى مستحكم آن ، براى تصرف ديگر مناطق موصل عازم آن نواحى شد .
اين خلاصهء سخنان طبرى در فتح « تكريت » و گشودن دژهاى مستحكم « موصل و نينوا » وسيلهء ربعى و افكل ، از طريق سيف ابن عمر تميمى است .
واژهء « انطاق » و اشتباه حموى
به طورى كه از سخنان سيف در اين افسانه بر مىآيد ، « انطاق » نام فرمانده سپاه دشمن بوده است ، ولى حموى چنين پنداشته كه انطاق مورد بحث سيف ، نام مكانى است نزديكىهاى تكريت ! از اين روى در « معجم البلدان » در واژهء « انطاق » مىنويسد :
« انطاق » ناحيهاى است نزديك تكريت ، كه نامش طى حديثى در فتوح سيف ضمن ديگر متصرفات اسلام در سال شانزدهم از هجرت برده شده و « ربعى بن افكل » از آن چنين ياد كرده است :
ما ، با لبهء تيز شمشير خود ، هر متجاوزى را پاداش مىدهيم .
هم چنان كه « انطاق » را با همان وسيله پاداش داديم و او خود را از جمع ديگران به كنارى كشيد و بگريخت .
نويسندهء كتاب « مراصد الاطلاع » نيز از حموى پيروى كرده است آن جا كه در واژهء « انطاق » مىنويسد :
مىگويند « انطاق » ناحيهاى نزديك تكريت بوده است .
به نظر مىآيد اشتباه حموى از آن جا ناشى شده باشد كه در حديث سيف آمده است ( نزوله عَلَى الانطاق / ورودش به انطاق ) كه كلمهء ورود ، در اين جا بر مكان بيشتر مناسبت دارد تا انسان . با اين حال نمىدانيم كه حموى چگونه به قسمت آخر شعرى كه خود از سيف روايت كرده است توجه ننموده كه با صراحت مىگويد ( و انطاق خود را از ميان جمعيت به كنارى كشيد و بگريخت . ) كه اين انسان است كه از ميان جمعيت مىگريزد نه مكان .
آنچه در تاريخ طبرى از احاديث سيف دربارهء « ربعى بن افكل » اين قهرمان افسانهاى ديديم همينها بود كه آورديم ، و همين مطالب را نيز دانشمندانى چون « ابن اثير ، و ابن كثير ، و ابن خلدون » از طبى گرفته در تاريخهاى خود نقل كردهاند .