طبرى ضمن شرح حوادث سال شانزدهم از هجرت ، آن جا كه به فتح « تكريت » پرداخته سخنان سيف را دربارهء ربعى به طور مشروح آورده است كه ما در اين جا خلاصهء آن را نقل مىكنيم :
« سعد وقاص » فرمانده كل قوا به خلفه وقت عمر نوشت كه مردم موصل دور « انطاق » جمع شدهاند ، و او تا ناحيهء تكريت پيش رفته و در آن جا سنگر گرفته است ، تا بدان وسيله سرزمين خود را پاس دارد . عمر در پاسخ سعد نوشت :
« عبد الله معتم » را مأمور انطاق كن ، و فرماندهى سپاه پيش تازان را در عهدهء « ربعى بن افكل » بگذار ، و چون ايشان سپاه دشمن را از پيش پاى خود برداشتند ، ربعى را مأمور گشودن دژهاى « نينوا « 1 » ، و موصل » نما .
سپس طبرى عزيمت عبد الله را براى دفع انطاق شرح داده جنگهاى ايشان ، و به حصار گرفتن دشمن را به مدت چهل شبانه روز تعريف كرده مىنويسد :
عبد الله با سران ديگر قبايل عرب از « اياد ، و نمر ، و تغلب » كه به پشتيبانى از انطاق عليه مسلمانان جنگ مىكردند ، تماس حاصل كرد و سرانجام آنها را به اسلام متمايل نمود و در آخر با يك ديگر قرار گذاشتند كه سپاه اسلام با بانگ تكبير به دروازههايى كه آنها مشخص مىكنند حمله برند ، اينان نيز با شنيدن بانگ تكبير از داخل شهر شمشير در ميان پاسداران انطاق مىگذارند ، تا فتح « تكريت » آسان صورت گيرد .
اين نقشه مورد موافقت همگان قرار مىگيرد و بر طبق آن عمل مىشود ، و در نتيجه حتى يك تن از سپاه دشمن جان سالم از معركه به در نمىبرد !
طبرى پس از شرح فتح « تكريت » مىنويسد :
هم چنان كه عمر فرمان داده بود ، « عبد الله معتم » فرمان داد تا ربعى بن افكل در معيت قبايل تازه مسلمان « تغلب و اياد ، و نمر » كه اهالى موصل و نينوا از مسلمان شدن آنها آگاهى نداشتند براى گشودن دژهاى موصل و نينوا عزيمت نمايد . و دستور داد پيش از آن كه دشمن از خبر سقوط تكريت به دست مسلمانان آگاه شود ، بر سر آنها بتازد .
فرزند افكل فرمان برد ، و براى پيروزى قطعى خويش ، با تازه مسلمانان قبايل مزبور قرار گذارد كه آنها به دروغ در ميان مردم آن سامان شايع كنند كه سربازان انطاق در تكريت پيروز شده قواى مسلمين را شكست دادهاند ، و چون خود از سپاهيان انطاق به حساب مىآيند ، مىتوانند به راحتى داخل دژ شده پاسدارى درهاى مهم دژ را خود بر عهده بگيرند تا سپاهيان اسلام بدون هيچ گونه مقاومتى از درهاى دژ بگذارند !
هامش
( 1 ) . نينوا در شمال عراق و مقابل شهر موصل قرار داشته ، رودخانهء دجله آن دو شهر را از هم جدا مىكرده است . خرابهاى نينوا هنوز باقى است .