مقام خلافت ، و مجرى اوامر ايشان بوده است . زيرا مىبينيم وقتى كه بدون موافقت و كسب اجازهء قبلى از خليفه عمر سپاه به سرزمين ايران مىكشد ، به سختى شكست مىخورد ، و خود و سپاهيانش درمانده و بيچاره به محاصرهء دشمن در مىآيند . درچنان حالتى آه و ناله ، دعا و زارى به دادش نمىرسد و برايش چاره گشايى نمىكند ، ديگر از معجزهء دهناء و عبور بر سطح آبهاى خروشان خليج خبرى نيست ! . . .
و در دنبالهء همين داستان است كه مىنويسد :
عمر با دور انديشى خاص خود ، سپاه به دام افتادهء اسلام را از حلقهء محاصرهء دشمن دهانيد و علاء حضرمى يمانى خود سر را گوشمالى به سزا داد ، و او را از مقام خود بر كنار ساخت . كه تفصيل آن در جلد اول همين كتاب ، و در قسمت عاصم گذشت .
بررسى اسناد احاديث سيف
اكنون ببينيم كه سيف بن عمر ، افسانهء عفيف را از قول چه اشخاصى نقل كرده ، و به اصطلاح اسناد احاديث او چه كسانى هستند .
سيف همهء اين مطالب را طى دو حديث ، و هر دو را از زبان يك راوى بيان مىكند كه آن هم « صعب بن عطيّه بن بلال » مىباشد .
به پى جويى اين راوى و پدرش « عطيّه بن بلال » برمىآييم و به كتابهايى كه شرح حال راويان را به دست دادهاند مراجعه مىكنيم ، ولى از ايشان نشانى نمىيابيم . بنا بر اين حق داريم كه بگوييم كه اين افسانه را سيف بن عمر خود ساخته ، و به راويان مخلوق خيالات خود نسبت داده است .
دست آورد سيف از خلق افسانهء عفيف
سيف با خلق شاعر ، و دلاورى بى باك به نام عفيف بن منذر تميمى :
1 - افتخارى در جنگهاى ارتداد براى قبيلهء تميم به ثبت مىرساند .
2 - معجزهها مىآفريند ، و از دل كوير دهناء چشمههاى آب گوارا جارى مىكند ، آب دريا را تغيير ماهيت مىدهد ، و زير پاى سربازان اسلام به گونهء رمل مرطوب در مىآورد ، فرشتگان را به تأييد اين گروه رزمنده وا مىدارد ، تا چنين موردى هم بر كرامات و معجزات صحابه و در كتب مناقب ايشان افزوده شود .