3 - دعاها ، و خطابهها ، رجزها و نامهها مىسازد ، تا سرمايهء فرهنگ اسلامى را هر چه غنىتر سازد .
4 - « حطم » رييس خاندان قيس را به خاك و خون ، شهريار ربيعه را به اسارت ، و برادر او را گردن مىزند ، و نشان اين همه افتخارات را بر سينهء مخلوق خيالى خود ، عفيفى بن منذر تميمى نصب مىكند تا بر ديگر افتخارات « بنى عمرو تميمى » افزوده باشد .
5 - دو راوى از نسل يك ديگر يعنى پدر و پسرى به نامهاى « عطيه ، و صعب » مىآفريند و نامشان را بر طومار اسامى راويان خيالى خود مىافزايد . و اينها همه از بركت سخنان سيف به دست آمده ، او را در اين خلق و آفرينش شريك و هم دستى نبوده است .
ناشران افسانهها سيف
1 - امام المورخين ، محمد بن جرير طبرى در « تاريخ كبير » .
2 - ياقوت حموى در « معجم البلدان » .
3 - حميرى « روض المعطار » .
4 - ابن حجر در « الاصابه » .
اين چهار دانشمند ، مطالب خود را مستقيماً از كتاب سيف بن عمر گرفتهاند .
5 - عبد المؤمن در كتاب « مراصد الاطلاع » كه از حموى مطلب گرفته است .
9 8 7 6 ابو الفرج اصفهانى در كتاب « اغانى » .
ابن اثير .
ابن خلدون و ديگر تاريخ نويسان مطالب خود را دربارهء عفيف از طبرى گرفتهاند .