دوم - اگر عملى تاريخى و در خور شماتت و سرزنش از فرد يا افراد مضرى واقعاً سر زده باشد ، سيف به فرمان تعصب قومى ، همان كار را به شخصى غير مضرى نسبت مىدهد ، و به اين وسيله دامن آن مضرى را از آلودكى به چنان كار زشت و ننگينى پاك مىسازد . حالا خواه اين فرد غير مضرى وجود خارجى داشته باشد يا از همان دسته اشخاصى باشد كه خودش در آفرينش آنها مستقيماً دست داشته است .
سوم - اما وقتى كه واقعه و يا حادثه اى مورد ايراد و سرزنش بين سران قبيلهء مضر صورت گرفته باشد ، و هر دو طرف مضرى باشند ، سيف به حكم وظيفه اى كه بر عهده دارد ، با تحريف در اخبار ، و خلق افسانه و يا به هر صورت كه شده باشد به معالجهء آن اتفاق نا گوار كه باعث سر شكستگى قبيلهء مضر است بر مىخيزد . نمونهء چنان اتفاق مورد شماتتى را مىتوان در قيام و دشمنى عايشه و طلحه و زبير عليه خليفهء سوم عثمان بن عفان كه محاصره كردن خانهء او وسيله آنها و هوا دارانشان ، كه بالاخره به كشتن وى منجر شد سراغ گرفت ؛ و يا در قيام همان سه تن سران قبيلهء مضر ، عايشه و طلحه و زبير ، عليه امير المؤمنين على خليفهء مسلمين كه او نيز مضرى اشت كه به جنگ جمل منتهى گرديد ، دريافت كرد . سيف براى اين كه دامان همهء اين سران مضرى را از آلودگى چنان رسوايى و بد نامى پاك سازد با مهارت و زرنگى خاص ، با طرح يك افسانه ، افسانهء شگفت انگيز عبد الله بن سبأ ، حقايق مسلم تاريخى را قلب كرده دامان مضريان را پاك ساخته به جاى همهء آنها تنها يك اسم ، و فقط يك اسم « عبد الله سبأ » را متهم و محكوم و به جاى آنها مىنشاند .
سيف افسانهء شگفت انگيز عبد الله بن سبأ را طرح مىريزد ، و قهرمان آن افسانه را كه حتماً شخص غير مضرى است ، ابن سبأ مىنامد و چنين خيال مىكند كه ابن سبأ از صنعاء يمن بر خاسته در ميان شهرهاى بزرگ و مختلف اسلام گرديده و مردم را بر انگيخته و فتنه و آشوب بر پا ساخته و پيروانى از يمانى ها فراهم كرده و سرانجام دست به كار فتنه و آشوب هاى زمان عثمان و جنگ جمل با على گرديده است . بنا بر اين آتش اين همه فتنه ها و جنگ ها و آشوب ها را عبد الله و ساير پيروانش كه همه و
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٩٥