تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
ترتيب سيف روى وقايع ناگوار و در خور سرزنشى كه بين سران وبزرگان قبيلهء مضر روى داده است سر پوشى از افسانه مىگذارد . چهارم - از انواع تحريف هاى سيف در جايى است كه اتفاقى بين يكى از سرشناسان و صاحبان زر و زور مضر ، با يكى از مردم سادهء همان قبيله صورت گرفته باشد ، سيف فرد مضرى عادى را فداى مجد و عظمت قبيله مىكند و او را زير پا مىگذارد . مجد و عظمت و افتخار قبيله اى كه سيف براى حفظ آن به جان مىكوشد نخست حفظ مقام سلسلهء حكام و صاحبان قدرت منسوب به قبيلهء مضر مىباشد ، و در درجهء دوم قهرمانان ، و چابك سواران مضرى و فرمان دهان سپاه پيروزمند آنها است كه سيف در راه حفظ افتخارات و دفاع از حرمت آنها از هيچ اقدامى فرو گذار نمىكند . نمونهء اين قسمت را مىتوان در داستان خالد بن سعيد اموى ( فردى عادى از مضر ) و ابو بكر فرزند ابو قحافه خليفهء وقت ( فردى صاحب قدرت و فرمان رواى كل از قبيلهء مضر ) به خوبى احساس كرد . خالد مضرى ، چون به مخالفت با بيعت ابو بكر خليفهء مضرى قيام كرده و از بيعت با ابو بكر سرپيچى نموده است . سيف او را با تمام وجودش مىكوبد ، و بد نام مىسازد ، اگر چه خالد يكى از سرشناسان قبيلهء مضر مىباشد ، اما در پيش گاه مقام خلافت فردى عادى است . ( 11 ) پنجم - گاهى هم سيف حقايق را بدين گونه تحريف مىكند كه اگر چنان كه اتفاقى بين يك فرد يمانى و يك فرد مضرى واقع شده باشد و سيف آن را به وسيلهء داستان عبد الله بن سبأ علاج نكرده باشد ، براى معالجهء آن داستان ، افسانه اى ديگر مىسازد ، و همچنان كه شيوهء او است به هر ترتيب كه شده باشد قدر و مقام يمنى را در آن داستان پايين مىآورد ، و موقعيت و آقايى آن فرد مضرى را نمايان ساخته بالا مىبرد . نمونهء اين داستان را در موضوع عزل ابو موسى اشعرى يمانى ، وسيلهء عثمان بن عفان خليفهء مضرى مىتوان سراغ گرفت . سيف در آن داستان تا توانسته چيزها ساخته و پرداخته تا از مقام و منزلت ابو موسى يمانى بكاهد و سوابق و خدمات او را در گذشته ناديده بگيرد ، و در مقابل به قدر و منزلت خليفهء مضرى بيفزايد و به دفاع از او برخيزد . ( 12 )