تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
نوشته و با استفاده از رويدادهاى تاريخى ، قهرمانان خيالى خود را در آن جا زده است . سيف عبد الله را مىآفريند ، و او را سبائى ، صنعائى ، يمانى مىنامد و به او نسبت مىدهد كه : عبد الله در تمام شهرهاى و پايتخت هاى اسلامى چون شام ، مصر ، كوفه ، بصره و غيره گرديد و در همه جا مردم را به قيام و آشوب عليه فرمان دارانشان برانگيخت و در آخر با پيروانش از سبائيان به مدينه آمد و خليفه عثمان را در خانه اش به محاصره گرفت و سرانجام او را كشت . و پس از چندى در زمان حكومت على بن ابيطالب ، در جنگ جمل با سر و كله عبد الله و ياران سبائيش پيدا مىشود و جنگى كه مىرفت تا به حسن درايت و تدبير و نفوذ كلمهء فردى از افراد سرشناس و معروف مضر به صلح و آشتى گرايد ، از نو بنا به توطعهء قبلى سبائيان و دخالت مستقيم آنان به نبردى خونين تبديل شد بدون اين كه سران مضر چون على و عايشه و طلحه و زبير از آن جنگ راضى باشند يا اطلاعى داشته باشند ! ! سيف ، افسانهء عبد الله بن سبأ را از اين روى طرح ريزى كرده است تا همهء آن پيش آمدها و اعمال خشونت ها ، و خون ريزى ها ، و اختلافات و برادر كشى ها كه همه از مضريان بوده و اغراض آنها موجب وقوع چنين حوادثى گرديده بود ، همه را بر دوش يمنى ها بار كرده باشد . اما حضرات بزرگان و سران قوم و سردم داران قبيلهء مضر ، چون ام المؤمنين عايشه ، و طلحه و زبير ، و معاويه ، و مروان و ده ها نفر ديگر ، خير ، دامان يكايك ايشان از اين اتهامات پاك و منزّه است ، و گويى هيچ يك آنها مرتكب كوچك ترين لغزش و خطايى حتى در سراسر حيات و زندگى خود نشده اند تا چه رسد به چنان وقايعى ؟ دامان آنها از اين اتهامات آن چنان پاك است ، كه گرگ از خورن فرزند يعقوب ! اما اشخاص سر شناس و غير مضرى كه در آن وقايع شركت داشته اند ، امثال عمار ياسر ، و عبد الرحمن عديس ، كه هر دو از اصحاب رسول خدا و قحطانى اند ؛ و يا مالك اشتر كه تابعى و او نيز قحطانى است ، و ديگر قحطانيان ، سيف نه تنها ايشان را از اتهام تبرئه مىكند ، بلكه نسبت دخالت در خراب كارى را به آنها محكم تر ساخته ، آنها را پيروان عبد الله سبأ يهودى ، و آلت فعل و ارادهء او به حساب آورده است . با اين