تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
عهد نامه و امان نامه و پيمان نامه اى نوشته شود . كوتاه سخن اين كه سيف اين نابغه دروغ پرداز پر تعصب با افسانه سازى هايش و داستان پردازى هايش و خلق آن همه اصحاب ، و راويان ، و آن همه قصايد و اشعار حماسى توانسته است منشور بلند بالايى از مفاخر و فضايل و بزرگى هاى قبيلهء مضر به خصوص قبيلهء تميم ، و بالاخص تيرهء خود ، بنى عمرو تهيه كند و به دست تاريخ بسپارد تا بيش از هزار سال هنوز به عنوان سندى حقيقى ، و قاطع و معتبر ، و گوياى وقايع حساس ترين سال هاى تاريخ اسلام باشد . توجه به اين اشعار كه روشنگر مطالب فوق و نمايان گر مقاصد سيف است خالى از فايده نيست . سيف از زبان قعقاع بن عمرو تيمى ، يكى از قهرمانان افسانه اى چنين مىسرايد : ( 9 ) « من از پدران خود كارهاى نيك و بزرگشان را كه به وسعت درياهاست به ارث برده ام . هر يك از آنها نيز بزرگوارى را از پدران خود به ميراث برده اند ، آنها پايه هاى مجد و افتخارات خود را بر پايهء مجد و افتخارات پدرانشان نهاده اند ، و من چنان افتخاراتى را از بين نخواهم برد ، و فرزندان من نيز اگر بمانند ، خود بنيان گذران افتخارانند . روى اين اصل هميشه فرماندهان نبردها از ما بوده كه چون پادشاه خود را به قلب دشمن مىزنند ، و در پشت سرشان سپاهى لشكر شكن قرار دارد . ما ، در آن هنگام كه رزمندگان از بيم و هراس از جنگ باز مىايستد ، قهرمانان پهنهء كارزار هستيم . » و نيز سيف به زبان ابى مقزر اسود تميمى چنين سروده است : « ما خاندان بنى عمرو ، درگاه كارزار نيزه افكن ، و به گاه اطعام مهمان نوازيم » و به ابو مجيد ، نافع بن اسود تيمى چنين نسبت داده : « در آن موقع كه يزدگرد فرار كرد ، در حقيقت ما با سلاح وحشت و هراس او را از پاى در آورديم » و نيز گفته :