تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
همه يمانى هستند بر افروخته هند نه مضريان ! سيف چنين افسانهء عجيبى را مىسازد و در كتاب وزين و معتبر خود مىنويسد و تمام آن قضايا و بد بختى هاى ناشى از آنها را بر دوش عبد الله سبأ و اطرافيانش كه همگى ساخته و پرداخته دست تخيلاتش بوده اند و آنها را سبائيان مىنامد ميگذارد ، و دامان سر دم داران مضر را كه گردانندگان اصلى و حقيقى چنان وقايعى بوده اند از آلودگى به هر گونه تهمت و اتهامى پاك مىسازد ، و بالاخره خود را از اين غم بزرگ كه مايهء سر شكستگى قبايل مضر مىباشد مىرهاند . سيف عبد الله را مىآفريند ، و او را فرزند سبأ م گويد و به سبائيان نسبت مىدهد تا يمنى بودن او كاملًا محرز شود و قحطانى بودنش جاى هيچ گونه شك و شبهه نباشد . آخر مگر نه سبأ فرزند يشجب بن يعرب فرزند قحطان نياى بزرگ تمامى قحطانيان است ، و تمام قبايل يمن به سبأ مىرسند ؟ بنا بر اين اگر بگويند فلانى سبائى و يا قحطانى است ، او را به شخصى نسبت داده اند كه يمنى است كما اين كه اگر همان شخص را يمانى بگويند به محلى نسبت داده اند كه زادگاه اولاد سبأ و قحطان است ، با توجه به اين توضيح ، سيف بن عمر هوا داران و پيروان عبد الله را نيز سبائيان مىنامد تا چنين نموده باشد كه عموم پيروان عبد الله ، يمانى بوده اند و براى هيچ كس جاى شبهه اى باقى نماند كه افراد قبايل سبأ يمانى قحطانى همگى در بد جنسى و آشوب طلبى و فتنه انگيزى تالى يك ديگرند و نمونه ندارند . ملاحظه مىكنيد كه سيف با يك تير به جاى دو نشان ، چند نشان را زده است ؟ به حكم زندقه اى كه داشته است اسلام را افسانه اى و تاريخش را قصه و داستانى به حساب آورده . و حقايق را تحريف كرده و واقعيات را در پشت پرده اى از اوهام و خرافات پنهان داشته و بدين وسيله غرض ورزان قوم را خشنود ساخته ، و به حكم تعصب قبيله اى دامان شمال نشينان شبه جزيره و قبايل مضر را از لوث هر گونه پليدى ، پاك جلوه داده و تا توانسته است قدر و منزلت يمانى ها را پايين و پايين تر آورده به حدى كه تا دنيا دنيا است آنان كه به دنبال وقايع تاريخى مىگردند زبان به لعن و نفرين سبائيان قحطانى يمانى بگشايند . خلاصه اين كه سيف رومانى