تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
مىدهد و قطرات آب را از سر و گردن و يال و كوپال خود به هوا مىپراكند ؛ غريق در آب بالا و پايين مىرود و به دور خود مىچرخد ، و رود خروشان و كف بر لب آوردهء دجله او را فرو نمىبرد ، در چنين حالتى قعقاع آن ابر مرد ميدان هاى جنگ و فرياد رس درماندگان متوجه او مىشود ، در ميان رودخانه عنان اسب خود را به جانب عرقده بر مىگرداند ، خود را به او مىرساند ، دست دراز مىكند و دست غرقده كه از قبيلهء بارق است و مادر قعقاع نيز بارقى است ، روى به قعقاع كرده و مىگويد : اى قعقاع ! خواهران از زاييدن چون تو گردى ناتوانند ! هدف سيف از ساختن چنين افسانه اى شايد همين نكته است كه بگويد نه تنها زنان قبيلهء بارق ، بلكه تمام زنان جهان از زاييدن گرد و دلاورى چون قعقاع تميمى عاجز و ناتوانند . سيف در افسانهء خود قهرمانى ها و دلاورى هاى عاصم برادر قعقاع را مىشمارد كه چه سان در ميان آن همه افسران و دلاوران ، او نخستين كسى بود كه قدم پيش گذاشت تا از دجله عبور كند و چگونه او با افرادش در آب و خشكى با دشمنان به نبرد پرداخت و همگى را از پا در آورد ، و اگر كسى هم نجات يافته از يك چشم كور شده بود ، و اين كه چگونه آن گرد دلاور ساحل را به تصرف خود در مىآورد تا بقيه افراد سپاهى در پناه امنيت كامل از رودخانه دجله بگذرند و . . .

دست آورد داستان جراثيم

يكم - خطبه اى از سعد وقاص تا از نظر ترتيب عبارات و هنر نثر نويسى و خطابه ، زينت بخش كتاب هاى ادب شود . دوم - دعا و نيايش هايى از سعد وقاص ، كه شايسته است از دجله دعاهاى مجرب در كتاب هاى ادعيه و اذكار ثبت گردد . سوم - خلق روزى تاريخى و فراموش نشدنى از نبرداى اسلامى كه نامش در