تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
بصره با سپاهيان خود به هجات علاء سپاهيانش بشتابد . از جمله فرماندهان بنامى كه در سپاه عتبه به جانب پارس عزيمت كردند ، عاصم بن عمرو تميمى بود . عتبه و عاصم و افراد سپاهى بصره ، علاء و سپاهيانش را يارى دادند تا سر انجام موفق شدند حلقهء محاصرهء دشمن را در هم بشكنند و بر آنها پيروز شوند . اين داستان را طبرى از قول سيف روايت كرده ، و ابن اثير آن را از طبرى گرفته ، و بدون اين كه به سند آن روايت اشاره اى كرده باشد در تاريخ خود ثبت نموده است . و نيز ابن كثير مطالب اين داستان را با ذكر اين جمله : طبرى از قول سيف حكايت كرده است . از طبرى گرفته و در تاريخ خود نوشته است . از طبرى گرفته و در تاريخ خود نوشته است . طبرى پس از نقل اين داستان از قول سيف روايت مىكند ، كه آنان شهرهاى مختلفى را در پارس گشودند كه آخرين آنها شهر جندى شاپور بوده است . طبرى از قول سيف در مورد فتح جندى شاپور چنين مىنويسد : آنان ، عتبه ، عاصم ، و علاء به كمك يك ديگر شهر را در محاصرهء خود گرفتند ، و در مدت محاصره با ايرانيان پيكار مىكردند تا اين كه روزى ناگهان و بى مقدمه اى درهاى قلعهء شهر به روى مسلمانان گشوده گشت و دژبانان به مسلمين گفتند : شما به همراه تيرى كه به داخل قلعه انداختيد به ما امان داده ايد و ما هم پذيرفته ايم . مسلمانان زير بار نرفتند ، و انداختن امان نامه را به همراه تيرى به داخل دژ باور نداشتند تا اين كه پس از بررسى و جست و جوى بسيار دريافتند كه برده اى به نام مكنف كه اصلًا از اهالى جندى شاپور مىباشد به چنين كارى دست زده است ، و امان نامه اى به همراه تيرى به داخل قلعهء دشمن انداخته است . موضوع را به عمر گزارش كرده ، كسب تكليف نمودند . عمر در جواب نامهء ايشان ، اقدام مكنف را تأييد و امان نامهء او را تصويب فرمود .

سنجش روايت سيف با روايت ديگران

طبرى سخن سيف را تا همين جا روايت كرده است ، و ديگر تاريخ نويسان
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 323 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا