اگر شكيبا باشيد و درست بجنگيد و نيكو شمشير بزنيد و خوب نيزه بيفكنيد و خدا با شماست و در آن صورت اموال و زنان و فرزندان و سرزمين ايشان از آن شما خواهد بود .
ولى خداى ناكرده هرگاه كوتاهى كنيد و سستى نماييد ، دشمن بر شما چيره مىشود ، و از ترس اين كه مبادا شما بار ديگر باز گرديد و بنيان هستيشان را از بيخ و بن بر كنيد ، به جان مىكوشند و يك تن را از شما زنده نخواهند گذاشت .
بنا بر اين خدا را فرا چشم داريد ، و افتخارات گذشته را به خاطر آوريد ، و عنايات خدا را بر خود به ياد آريد . و مجالى براى نابودى و شكست خود به دشمن ندهيد ، مگر نمىبينيد اين زمين را كه تهى و خالى از آب و گياه و آبادى و آبادانى است نه نهان گاهى دارد و نه پناه گاهى تا اگر شكست خورديد و متوارى شديد ، شما را در دامان امن و امان خود نگه دارد ؟ پس از هم اكنون كوشش خود را در راه آخرت و سراى ديگر به كار بريد . »
يك سخن رانى ديگر
و نيز طبرى از قول سيف روايت مىكند :
سعد وقاص براى رويارويى با دشمن عده اى از مردان دانا و شجاع سپاه خود را كه عاصم بن عمرو نيز جزء آنان بود برگزيده و به ايشان چنين گفت :
اى گروه عرب ! شما از جمله سرشناسان و مهتران قوم هستيد كه براى مواجههء با سرشناسان و مهتران پارسى انتخاب شده ايد . شما در سر هواى بهشت داريد ، در صورتى كه آنان هواى دنيا و زيبايى هاى آن را آرزو مىكنند . با توجه به اين مطلب ، مبادا وضع طورى باشد كه آنها در كار دنياى خويش بسى علاقمندتر از شما در كار سراى ديگرتان باشند ! كه در اين صورت دنياى آنان بسى زيباتر و آبادتد از آخرت شما خواهد بود .
بنا بر اين امروز كارى نكنيد كه مايهء ننگ فرداى عرب گرديد !