ورزيدهء قبيلهء تميم همهء پيل بانان و پيل سواران دشمن نيز از پاى در آمدند و شكستى فاحش در جبههء پيلان جنگى خصم پديد آمد !
در همان موقع كه پيلان جنگى دشمن خلع سلاح شدند ، آتش جنگ در قبيلهء اسد نيز اندكى فرو نشست و سواران از آن گرم گاه نبرد باز مىگشتند . عاصم در آن روز پشت و پناه لشكر اسلام بود .
اين روز را كه نخستين روز جنگ از نبردهاى قادسيه است ارماث ناميده اند .
سيف در دنبالهء همين داستان مىگويد :
چون سلمى همسر سعد وقاص - كه پيش از او همسر مثنى بود - حملهء جنگ آوران پارسى و كر و فر آنان را در قبيلهء اسد مشاهده كرد بانگ برداشت : اى مثنى كجايى ! در اين سواران مثنى وجود ندارد كه اين چنين تار و مار مىشوند ، اگر مثنى در ميان ايشان بود دشمن را به خاك و خون مىكشيد !
سعد كه بيمار در بستر افتاده بود ، از سخنان همسرش به هم بر آمد و سيلى محكمى به گوش سلمى نواخت و با تشدد گفت : مثنى كجا و اين سوار كاران دلير كه مردانه ميدان نبرد را اداره مىكنند : منظور سعد قبيلهء اسد ، و شخص عاصم بن عمرو و افراد قبيلهء تميم بود .
اين ها همه مطالبى بود كه در تعريف روز ارماث و وقايع آن طبرى از قول سيف بن عمر تميمى روايت كرده است .
حموى در ترجمه اى كه بر واژهء ارماث نوشته چنين مىگويد :
گويا ارماث جمع كلمهء رمث باشد كه نام گياهى بيابانى است ! به هر حال ارماث ، نخستين روز از روزهاى نبرد قادسيه است كه عاصم بن عمرو از آن چنين ياد كرده است :
« ما به روز ارماث از گروه خود حمايت كرديم ، و گروهى در كار نيك بر گروه ديگر پيشى گرفت . »
اين خلاصه اى بود از آن چه سيف دربارهء نبرد روز ( ارماث ) و دليرى عاصم در آن روز آورده . و دومين روز را روز اغواث نام نهادند .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 302
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٣٠٢