عاصم در نبرد دومة الجندل
تركناهم صرفى لخيل تنوبهم * تنافسهم فيها سباع امرجب
سپاهيان دشمن را به خاك هلاك انداختيم كه پايمال ستوران گرديده و گذر گاه درندگان بيابان
( عاصم قهرمان افسانه اى )
داستان فتح دومة الجندل
طبرى اخبار دومة الجندل را از قول سيف چنين روايت مىكند :
قبايل مختلف عرب ، كه در ميان آنها قبيلهء كلب به سر پرستى وديعه نيز حضور داشت ، همهء نيروهاى خود را در يك جا متمركز كردند و رياست اين سپاه به هم فشرده را دو نفر به نام هاى اكيدر بن عبد الملك ، و جورى بن ربيعه به عهده گرفتند .
اكيدر را نظر اين بود كه با خالد بن ولد از در صلح در آيند ، و از آتش جنگ بر حذر باشند . چون نظر اكيدر مورد موافقت قوم فرار نگرفت ، اكيدر خود را از ميان آنها به كنار كشيد . و خالد بن وليد ، عاصم بن عمرو را مأمور ساخت تا سر راه را بر اكيدر بگرفت و او را در بند كشيد و به خدمت خالد آورد . خالد دستور داد تا اكيدر را كشتند و سپس با سپاه خود به جانب دومة الجندل حمله برد .
از طرفى قبايل مختلف عرب كه در جنگ با خالد هم پيمان شده بودند به سوى