مقر ، و فرات باذقلى نوشته باشند . ولى دربارهء مرزبان حيره ، به طورى كه در داستان قعقاع بن عمرو از قول بلاذرى گفتيم ، مثنى در زمان خلافت ابو بكر با مرزبان المذار جنگيد و او را شكست داد ، و در زمان خلافت عمر بن خطاب ، عتبة بن غزوان مأمور فتح حيره گرديد و مرزبان امذار به مقابله با او برخاست ، و در نتيجهء نبردى كه بين آن دو در گرفت ايرانيان شكست خوردند و همگى در آب غرق گرديدند و مرزبان را نيز گردن زد .
بررسى سند
در سند حديث سيف نام مهلب اسدى ، و عبد الرحمن بن سياه احمرى ، و زياد بن سرجس احمرى آمده است كه پيش از اين در بررسى افسانه قعقاع دانستيم همگى آنها ساختگى و جزء راويان آفريده خيالات سيف مىباشند .
و نيز نام ابو عثمان به عنوان راوى برده شده است كه در احاديث سيف اين نامه به دو نفر اطلاق مىگردد كه يكى از آنها يزيد بن اسيد مىباشد و در اين جا معلوم نيست مراد سيف كدام يك از آنها بوده است .
نتيجهء سنجش
سخن سيف با ديگران در المذار هماهنگى ندارد ، و در مورد المقر و فرات باذقلى سيف گوينده منحصر به فرد است چه ديگران حتى نام اين دو موضع را در نوشته هاى خود نياورده اند ، تا چه رسد به ذكر وقايعى كه به قول سيف در آن جاها اتفاق افتاده است .
طبرى را مىبينيم كه احاديث سيف را در مورد آن مگان ها در تاريخش روايت كرده و بنا ره عادتش رجزها و حماسه هاى عاصم را از آخر آنها حذف نموده ، و حموى اسامى جاها و اماكن را از سخنان سيف افسانه ساز گرفته و به اشعار و حماسه هاى قهرمانان افسانه اى او نيز استناد كرده است ، هم چنان كه مقر را از اين طريق معرفى