ديگر بستگانش از بنى عقفان در كوفه جاى داده شدند .
نام قعقاع در مدارك اسلامى
اين ها ، و همهء آن چه را كه تا كنون از قعقاع بن عمرو گفته ايم دست به دست هم دادند تا ابو جعفر محمد بن حسن ملقب به شيخ طوسى متوفى سال چهار صد و شصت هجرى را بر آن دارد تا نام قعقاع را در دو جاى كتاب رجال خود ، و جزء اصحاب امير المؤمنين على ( ع ) بياورد . در يك جا مىنويسد : نامش قعقاع بوده و در جاى ديگر مىنويسد : قعقاع فرزند عمير تميمى ، بدون اين كه در هيچ يك از اين دو جا شرحى بر آن بيفزايد .
پس از شيخ طوسى ، ديگر دانشمندانى كه از او مطلب گرفته اند ، مانند اردبيلى متوفاى 1101 هجرى در كتاب جامع الروات ، و قهپايى در كتاب مجمع الرحال كه تأليف آن را به سال 1016 هجرى به پايان برده ، و مامقانى در كتاب تنقيح المقال از قعقاع با اشاره به كتاب رجال شيخ طوسى نام برده اند .
مامقانى مىنويسد :
قعقاع . . . شيخ ( رض ) در باب اصحاب على ( ع ) در كتاب دجالش دو جا نام او را برده است . در يكى ، فقط نام او را ذكر كرده ، و در جاى ديگر پدر و قبيلهء او را نيز آورده است بدون اين كه ما را از چگونگى حال و مال او اطلاع داده باشد . شيخ پدر قعقاع را عمير ناميده ، در صورتى كه ابن عبد البر و ابن اثير او را عمرو نوشته اند و دور نيست كه اين نام درست تر باشد . همچنين در اسد الغابه براى قعقاع در نبرد قادسيه و غيره كه با ايرانيان صورت گرفته است ، خدمات شايان توجه ذكر گرديده ، او را شجاع ترين مردان روى زمين ، و گردى سترك ، و پهلوانى بى مانند معرفى كرده است . و نيز در آن آمده است كه قعقاع در جنگ جمل و ديگر نبردها با على ( ع ) شركت داشته ، با طلحه و زبير چنان نيكو سخن گفته كه سبب آن مردم به آشتى با يك ديگر نزديك شده اند ، و هم او است كه ابو بكر در باره اش گفته كه : صداى قعقاع