اشعار آن را در اين مورد به خصوص در كتاب ثبت نكرده است . به جز حموى ، ديگران كه مطالبى در تصرف دو بارهء حمص گفته اند ، سخن از سيف بن عمر گرفته اند . زيرا به طورى كه در گذشته نيز متذكر شده ايم همهء تاريخ نويسان بر اين امر متفقند كه در فتوح شام هيچ يك از افراد قبيلهء تميم شركت نداشته اند .
در هر صورت اين داستان را به طورى كه گذشت ، طبرى از سيف گرفته و در تاريخ خود ثبت نموده ، و ديگر تاريخ نويسانى كه پس از وى آمده اند « 1 » مطالب خود را از طبرى گرفته و در كتاب هاى خود ثبت كرده اند .
بررسى سند
سيف در سند اين داستان ، محمد و مهلب را نام مىبرد كه در گذشته دانستيم وجود خارجى ندارند و از جمله راويان مخلوق تخيلات سيف مىباشند .
نتيجهء بحث و بررسى و سنجش سخن سيف با ديگران
از بررسى روايت هاى سيف در فتح حمص و مقايسهء آن با روايت هاى ديگران روشن مىگردد كه سيف بن عمر تنها كسى است كه داستان دو بارهء حمص را روايت كرده ، و اتفاقات و وقايعى براى آن ذكر مىكند و بخصوص نامهء ستايش آميز عمر را مىآورد ، در صورتى كه ابن اسحق ، و بلاذرى چنين چيزى نگفته اند .
دست آورد اين حديث
اكنون ببينيم سيف با ساختن چنين داستانى چه چيز را ثابت كرده ، و چه
هامش
( 1 ) . منظور از ديگر تاريخ نويسان بعد از طبرى ، مخصوصاً ابن اثير ، و ابن كثير و ابن خلدون است كه در صفحات پيش به خصوص مراجعهء ايشان را به تاريخ طبرى از زبان خودشان آورده ايم كه تأكيد كرده اند در مورد وقايع بعد از پيامبر اسلام و اصحاب آن حصرت به تاريخ طبرى استناد كرده اند . ما در قسمت فهرست مصادر كتاب شماره صفحهء كتاب آنان را نيز آورده ايم .