در آن جا و به سال 16 هجرى جنگى سخت و معروف ميان مسلمانان و ايرانيان اتفاق افتاد ، كه در آن ايرانيان متحمل تلفات سنگين شدند ، و ميدان كارزار پر از كشته گرديد و زمين از كشته پوشيده شد و به اين مناسبت آن را به ( جلولاء وقيعه ) ناميدند ، هم چنان كه سيف مىگويد : خداوند در نبرد جلولاء ، از مشركين يكصد هزار تن را به خاك هلاك انداخت ، و از كشتهء ايشان زمين پوشيده شد و به اين معنى آن را نبرد جلولاء ناميده اند ، و قعقاع بن عمرو در نبرد جلولاء گفته :
« مادر جلولاء اثابر و مهران را كشتيم ، در همان هنگام كه راه ها به رويشان بسته شد ، و آن گاه كه نيروهاى ما پارسيان را فرو گرفتند ، فرزندان پارسى همگى نابود گرديدند . »
و شعرهايى كه در اين نبرد سروده شده است بسيار است .
حموى همچنين در ترجمه حلوان مىنويسد كه : آن جا در سال نوزده هجرى به دست مسلمين گشوده شد ، در صورتى كه سيف بن عمر در كتاب خود آن را به سال 16 هجرى نوشته است و قعقاع بن عمرو تميمى به مناسبت فتح حلوان چنين سروده است :
« آيا به ياد مىآوريد كه ما و شما در خانه هاى كسرى منزل كرديم . ما در نبرد حلوان به پشتيبانى شما برخاستيم و سر انجام همگى با هم در آن جا فرود آمديم . و پس از آن كه زنان و كنيزان بناى گريه و زارى را بر كسرى نهادند ، ما در خلوان پيروزى را به دست آورديم . »
سنجش روايت سيف با روايت ديگران
طبرى به جز روايت سيف بن عمر تميمى در مورد فتح جلولاء و حلوان ، روايت شخص ديگرى را در كتاب خود نياورده است . در صورتى كه آن داستان ها بر خلاف وقايعى است كه دينورى و بلاذرى در كتاب هاى خود ثبت كرده اند . آن دو مىنويسند : حملهء سپاه مسلمين در جلولاء در يك روز آغاز شد ، و آن روز تا شام گاه نبرد ادامه داشت ، و چون آفتاب به زردى گراييد نشانه پيروزى مسلمين آشكار شد و دشمن روى