تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
و شوخى بيشتر شباهت دارد تا به جدى ، آن جا كه راويان افسانه هاى خود را اشخاصى چون حماد پسر فلانى ؟ ! كه از آقاى فلانى ! ! روايت كرده است معرفى مىنمايد .

سنجش روايت با روايت هاى ديگران

ديديم طبرى از قول سيف در مورد نبرد جلولاء ، و علت تسميهء آن به جلولاء و مقدار كشته هاى در آن جنگ مطالبى آورده ، كه همه بر خلاف آن چيزى است كه ديگران روايت كرده اند . حموى قسمتى از داستان هاى سيف را با چند بيت شعر ، از اشعارى كه سيف به قعقاع قهرمان تميم نسبت داده است ، در ترجمهء جلولاء به عنوان گواه بر مطالب خود آورده و تأكيد كرده است كه در مورد جلولاء و حلوان ، در كتاب سيف اشعار بسيارى وجود دارد . اما طبرى بنا به عادتى كه دارد ، از آن همه اشعار ، چيزى در تاريخ خود نقل نكرده و بنا به گفتهء سيف ، حكومت شهرهاى مرزى عراق و ايران را در عهدهء قعقاع ابن عمرو تميمى مىگذارد ، و حلوان به دست او گشوده شده است . در صورتى كه حقيقت اين است كه حكومت آن قسمت در عهدهء جرير بن عبد الله بجلى قحطانى يمانى بوده و هم اين جرير يمانى است كه حلوان تا كرمانشاه را فتح كرده است نه قعقاع تميمى . و به طورى كه در پيش گفتيم و بارها اين مطلب تكرار شده است ، چون مطالب پيش ، طبرى اين داستان را مستقيماً از سيف گرفته و در تاريخ خود ثبت كرده ، و تاريخ نويسان ديگر امثال ابن كثير ، و ابن اثير ، و ابن خلدون و مير خواند همه از طبرى گرفته و در تاريخ هاى خود نقل كرده اند .

دست آورد اين حديث

يكم - ثبت افتخارى براى قعقاع تميمى با تصرف سنگر نفوذ ناپذير دشمن .