از طرفى سواران قعقاع تا شب هنگام طبق دستور فرمانده خود در گروه هاى ده نفرى و در فواصل مشخص شده خود را به سپاه مسلمين مىرسانيدند . هر دسته كه از راه مىرسيد ، قعقاع به عنوان اخبار و تقويت روحيهء افراد سپاه تكبير مىگفت ، و سپاه اسلام نيز به پيروى از او تكبير مىگفتند و در نتيجهء آن ، موقعيت سپاهيان اسلام قوى تر و اركان سپاه دشمن متزلزل مىگرديد .
قعقاع براى تقويت هر چه بيشتر روحيهء مسلمين بانگ برداشت : اى مسلمانان ! دشمن را به شمشير آب ديده خود مژده دهيد كه داس اجل آنهاست .
در همين روز اغواث بود كه سعد وقاص فرمانده كل قواى اسلام در نبرد قادسيه از جمله هدايايى را كه عمر خليفه ، براى شجاع ترين و رزمنده ترين افراد سپاهى فرستاده بود ، يك رأس اسب به قعقاع بخشيد ، وقعقاع به اين مناسبت اشعار زير را سروده است :
« اسب هاى تازى جز ما را نمىشناسد ، در شام گاه اغواث و در نزديكى هاى قادسيه ، آن شب كه بر دشمن يورش برديم ، و نيزه هاى ما چون مرغ هاى گوناگون به سوى دشمن پر كشيدند . . . . »
به روز اغواث ، افراد پيادهء قبيلهء تميم ، در گروه هاى ده نفرى با شترهايى كه آنها را از سر تا پا پوشيده بودند و به شكل و قيافه اى مهيب و ترس آور در آورده بودند ، زير حفاظت و پاسدارى شديد سواره نظام همان قبيله به سپاه خصم حمله مىبردند . قعقاع فرمان داده بود تا با آن شتران به صفوف سواره نظام دشمن يورش ببرند ، به اين اميد كه اسب هاى آنان ، شترهاى مسلمين را با آن شكل كه آراسته بودند به جاى فيل بگيرند و رم كنند و شكافى در سپاه دشمن پديد آيد و شيرازهء آن از هم پاره شود . و چنين شد . و به سپاه مشركين تلفات سنگينى وارد آمد . تلفاتى كه ايرانيان بر اثر اين نيرنگ جنگى قعقاع در روز اغواث متحمل شدند ، به مراتب بيشتر از تلفات و خسارات جانانه اى بود كه مسلمين به روز ارماث از پيلان مشركين به دوش كشيدند .
قعقاع در نبرد روز اغواث هر كجا كه جمعيتى از سواره هاى مشركين را مىديد
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٨٤