تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
جنگندهء فدايى نيز خويشتن را با زنجير به يك ديگر مربوط ساخته ! ! و چهل هزار تن سپاهى ديگر نيز دستارهايشان را به يك ديگر بسته بودند ! علاوه بر اين ها هشتاد هزار سواده ، و هشتاد هزار مرد جنگى پياده ، چنين نيرويى عظيم و در عين حال شگفت انگيز سپاه دشمن را تشكيل مىداده است . خالد با سپاهيانش بر پياده نظام دشمن حمله برد و آنان را چنان در هم كوبيد كه سپاه دشمن چون ديوارى به يك باره فرو ريخت ! ! قواى روميان به سوى خندق خود شتافتند و مانند برگ خزان گروه گروه در پرتگاه واقوصه بر روى هم در مىغلطيدند و از پاى در مىآمدند . و بدين سان قتل گاهى عظيم از آن همه افراد سپاهى كه خود را به يك ديگر بسته بودند در واقوصه به وجود آمد . كافى بود كه يك تن از آنها از پاى در آيد تا ده تن از ياران خود را با خود به پرتگاه سرنگون كند . و به اين ترتيب يكصد و بيست هزار تن از قواى دشمن به هلاكت رسيدند ! ! ابن عساكر در پايان اين روايت كه از سيف بن عمر در مورد واقوصه نقل كرده ، و همچنين آن جا كه شرح حال قعقاع را از روايت هاى سيف آورده ، در هر دو مورد اشعار زير را نقل كرده و گفته است : و قعقاع بن عمرو تميمى در نبرد يرموك چنين سروده : « آيا نديدى كه ما در نبرد يرموك پيروز شديم ، آن چنان كه در جنگ هاى عراق پيروزى به دست آورديم ؟ ما پيش از يرموك شهر بصرى را كه شهرى نفوذ ناپذير بود گشوديم . و همچنين شهرهايى كه بكر بودند ، و تا كنون كسى آنها را فتح نكرده بود ما آنها را فتح كرديم ، و شهر مرج الصفر را با اسب هاى نجيب و باد پاى خود گشوديم . هر كس كه در مقابل ما پايدارى كرد ، به ضرب شمشير تيز آب دار او را كشتيم و با غنايم جنگى باز گشتيم . در نبرد واقوصه : آن قدر از روميان را به خاك هلاك افكنديم ، و آنها در ميدان نبرد براى ما از فضلهء كبوترى بى ارزش تر بودند . گروه هاى ايشان را در نبرد واقوصه با شمشير برّان در هم پاشيديم و در پهنهء كار زار واقوصه از پاى در آورديم و در آن هنگام است كه بر روى هم در مىافتادند ، با حالتى بسيار سخت و ناگوار و سر انجامى دردناك و الم بار . »