سروده است :
« خداوند كشته شدگان ما را كه در كنار رود فرات ، و همچنين آنان كه در نجف آرميده و به خواب ابدى فرو رفته اند از زحمت خود سيراب كند . »
« ما در سرزمين كاظم هرمزان را پايمال نموديم ، و كنار رود ثنى شاخ قرن را با پاروها خود شكستيم . آن روز كه ما به كنار كاخ ها حيره فرود آمديم بر آنها شكست وارد آمد . در آن روز ما ايشان را از شهرشان بيرون رانديم ، و پايه هاى تختشان از بيم و هراى ما به لرزه در آمد . تيرهاى جان كاه خود را در آن روز به سويشان رها ساختيم و شبان گاه بدان وسيله شربت مرگشان چشانيديم . در آن روزى كه مدعى بودند ، ما مردمى هستيم كه بر سرزمين هاى حاصل خيز عرب تسلط داريم . »
هدف سيف از آوردن اين ابيات اين است كه نشان دهد اين قعقاع بن عمرو تميمى است كه به دلاورى ها و كر و فرهايش به همراهى خالد بن وليد مضرى در ميدان هاى منطقهء حيره به خود مىبالد ، و افتخار مىكند كه در نبرد كاظمه با هرمز ، و در الثنى با قارن ، و با نصاراى عرب و جنگ جويان و نگهبانان كاخ هاى كسرى در حيره به نبرد پرداخته ، و دست آنها را از تسلط بر سرزمين هاى حاصل خيز عرب كوتاه ساخته است .
اين روايات تا كجا رفته
اين ها مطالبى بود كه طبرى دربارهء جنگ هاى خالد بن وليد در منطقهء حيره از قول سيف بن عمر روايت كرده ، و پس از طبرى اين اثير و ابن خلدون آن مطالب را از طبرى گرفته و در تاريخ هاى خود ثبت كرده اند و ابن كثير نيز هم از طبرى گرفته و هم مستقيماً از سيف بن عمر ، و به اين موضوع مخصوصاً در تاريخ خود تصريح كرده است .
حموى نيز اطلاعات خود را در باهء الثنى مستقيماً از سيف گرفته است آنجا كه در شرح بر واژهء الثنى مىنويسد :
نبرد الثنى نبردى مشهور است كه بين خالد بن وليد و ايرانيان در نزديكى هاى