تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
اليس معرفى مىكند كه دانستيم اين سه نفر جزء راويان مخلوق ذهن خيال پرداز سيف مىباشد و وجود خارجى نداشته اند . و نيز زياد بن سرجس احمرى سند روايت او است كه سيف از اين راوى نيز 53 حديث در تاريخ طبرى روايت نموده كه چون نام اين زياد را نيز در هيچ كتابى جز روايت هاى سيف نديدم او را چون راويانى كه تا كنون به دست داده ايم ، جزء راويان مخلوق سيف به حساب آورديم . و نيز اشخاص مجهول الهويه و ناشناس ديگرى را به عنوان راوى معرفى مىكند و همچنين نام هايى را كه بين چند راوى مشترك است به عنوان راوى و سند مىآورد كه بررسى آنها غير ممكن است .

نتيجهء سنجش و بررسى

سيف بن عمر ، تنها كسى است كه از نبردها الثنى ، و الواجه سخن مىگويد و طبرى اين مطالب را در مورد نبردهاى ثنى و الولجه از او گرفته ، و مورخين ديگر كه بعد از طبرى آمده اند همگى از تاريخ طبرى نقل كرده اند . ياقوت حموى قسمت كوتاهى ز داستان سيف را به شرح الثنى بدون اين كه از مأخذ آن ذكرى بنمايد ، در كتاب خود معجم البلدان آورده است . اما در شرح الواجه با اشاره به كتاب فتوح سيف بخشى از داستان سيف را در كتاب خود نقل كرده است . و گمان مىرود كه حموى نسخه اى از كتاب فتوح سيف بن عمر را به خط اين خاضبه در دست داشته است ، كه به خواست خدا به موقع آن را روشن مىسازيم . از اين كه مكان هايى به نام المذار ، و اليس بوده و حقيقت تاريخى داشته اند حرفى نيست . اما سيف نحوهء فتح آن دو جا را تحريف كرده است . چه كسى كه نخستين بار در المذار به نبرد پرداخت و پيروز شد المثنى بود ، و براى دومين بار المذار وسيلهء عتبة بن غزوان فتح گرديد و گردن مرزبان آنجا را زده است . در نبرد اليس ديديم كه خالد با اهالى آن جا پيمان صلح بست به شرط اين كه
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 148 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا