مقاومت رزمندگان هر چه بيشتر مىشد خالد به خشم آمد و سوگند خورد كه اگر بر آنها دست يابد يكه تن از آنها را زنده نگذارد و رود اليس را از خونشان جارى سازد . سر انجام چون خالد بر آنها پيروز شد ، فرمان داد تا همهء اسيران را يك جا جمع كنند و هيچ اسيرى را نكشند . سپاه خالد براى دستگيرى فراريان و جمع آورى اسيران به هر طرف شتافتند . سواران اسيران را گروه گروه به خدمت خالد آوردند . خالد دستور داد تا مردانى معين ، گردن اسيران را در رودخانه بزنند تا از خون آنها آن رود به جريان افتد يك شبانه روز گذشت و فردا و پس فرداى آن نيز سپرى شد و مرتباً اسيران را از فاصله هاى بسيار دور اليس مىآوردند و گردن مىزدند ولى او خون آنها رودى ايجاد نشد . در اين موقع بود كه قعقاع و پهلوانانى چون او به خالد گفتند : از همان وقت كه براى نخستين بار خون فرزند آدم بر زمين ريخته شد با منعقد كردن آن از حركتش جلوگيرى به عمل آمد حالا اگر تو مىخواهى كه رودى از خون انسان ها به راه اندازى و از قيد سوگند خود رهايى يا بى ، بايد كه براين خون ها آب ببندى تا از لخته شدن آن جلوگيرى نمايد « پيش از اين وقعه مسير آب را گرفته بودند ، پس ناگزير شدند تا سد را بردارند تا آب بر خون جارى شد و رودى خونين به وجود آمد و بر اثر آن آرد لازم براى بيش از هجده هزار سپاهى خالد ، وسيلهء آسياب هايى كه از آن رودخون به گردش در آمدين تهيه گرديد . و سه شبانه روز اين آسياب ها بر اثر اين رود خون در چرخش بودند . و به اين مناسبت آن را رود خون ناميدند . چنين رود خونى ، به بركت خون هفتاد هزار تن انسان كه در آن چون گوسفندان قربانى شده اند به وجود آمده است . " تا سوگند قهرمان يك دنده اى چون خالد مضرى عملى شود . "
جنگ هاى ديگر در حيره
آنگاه طبرى جنگ ها بزرگى از خالد را در نواحى مختلف حيره آورده و سخن سيف را چنين پايان مىدهد ( 2 ) : و سيف نوشته كه قعقاع در نبردهاى حيره چنين