تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣

نبرد ولجه

سيف دربارهء نبرد الولجه چنين مىگويد : چون خبر شكست ايران در المذار « 1 » و الثنى به شرحى كه گذشت به پادشاه ايران رسيد ، اندرزگر را مأموريت داد تا با جمع آورى سپاهى از رزمندگان عرب آن نواحى و كشاورزان ايرانى به نبرد با خالد ين وليد اقدام كند ، و بهمن جادويه را نيز كمك وى تعيين كرد . اين خبر چون به خالد رسيد ، خود را با شتاب به ولجه رسانيد و با آنها به نيرد پرداخت ، نبردى شديدتر از نبرد الثنى . صفوف سپاهيان پارس درهم شكست و اندرزگر از معركه بگريخت و در اين فرار بر اثر تشنگى از پاى در آمد . سيف مىگويد : خالد در اين نبرد با يكى از رزمندگان پارس كه با هزار كس برابرى مىكرد به نبرد پرداخت و او را كشت ! و چون از كشتنش فارغ گشت بر او تكيه زد و در همانجا ، ميدان نبرد ، غذا خواست ! اين جنگ در صفر سال 12 هجرى واقع گرديد ، و گفته است كه ولجد از جانب خشكى به كسكر نزديك است .

نبرد اليس

و در شرح نبرد اليس چنين آورده است : مسيحيان عرب و رزمندگان ديگر عرب از تعداد كشته هايى كه در نبرد ولجه متحمل شده بودند به خشم آمده ، مراتب ناراحتى خود را از اين شكست به ايرانيان نامه كردند و در نتيجه جابان به منظور پشتيبانى آنها با سپاهش در اليس به آنها پيوست . جنگى سخت و بى رحمانه در ميان دو سپاه به وقوع پيوست ، در اين ميان به اميد رسيدن قواى كمكى از طرف ايران
هامش
( 1 ) . حموى مىنويسد : المذار شهرستان منطقهء ( ميسان ) مىباشد بين واسط و بصره كه از بصره 4 روز به راه فاصله دارد و قبر عبد الله فرزند على بن ابيطالب در آنجا قرار دارد اهالى آن مردمى شيعه و سفيه و حيوان صفت بوده در زمان خلافت عمر عتبة بن غزوان پس از فتح بصره آنجا را تصرف كرده است . اين مطلب نمونه اى از تعصبات حموى در برخورد با شيعه مىباشد .