« مقدمهء دوازدهم - در تناهى قوى »
مقدمهء دوازدهم در اينكه هر قوتى كه سارى وشايع در جسم باشد متناهي است .
چون جسم متناهي است .
شرح : بدان كه قوه از آن جهت كه قوه است بالذات مغاير با مقدارهاى جسماني است وبنا بر اين قوت در حدّ ذات خود مقدار واندازه نيست واندازهگيرى آن بواسطهء جسم ممكن است . بدان جهت كه سارى وشايع در اجزاء جسم است وچون روشن شد كه همهء أجسام ، متناهي المقدارند واز طرفي اندازهگيرى قوت هم بالعرض باندازهگيرى جسم است ، بنابراين مقدار هر قوهاى ، همان مقدار جسمي است كه آن قوه ويژهء آن است .
پس قوت هم متناهي المقدار است ، مانند حرارت كه اندازهگيرى آن بواسطة جسمي است كه معروض حرارت است زيرا در هر جزئي از اجزاء حارّ ، جزئي از حرارت وجود دارد .
پس مقدار آن حرارت هم متناهي است .
بدان كه فايدهء اثبات تناهى قواى جسماني بر حسب تناهى موضوعات آنها خود موجب اثبات تناهى تحريكات صادره از آنها مىباشد كه در نتيجة ثابت مىشود كه قواى جسماني ، قدرت صدور افعال نامتناهى را ندارد « 1 » .
ودر اثبات اين امر فوائد بسيارى است كه در موارد مختلف مفيد است ، خصوصا در اثبات مجردات همانطور كه بيايد .
هامش
( 1 ) - خلاصهء كلام اينكه اين بيان براي اين است كه ثابت كند تحريكات وافعال صادرهء از أجسام باستناد استعدادها وقوى متناهي است . پس همهء تحركات وتحريكات وأفاعيل وتأثيرات وتأثرات متناهي است .