تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
نشسته است كه هرگاه كشتى بحركت در آيد به جالس در آن متحرك بالعرض گفته مىشود « 1 » واين بود اقسام متحرك بالعرض « 2 » . وامّا قسم أول كه حركت در حقيقت قائم باو باشد نيز بر دو قسم است ، زيرا سبب آن حركت يا امرى است خارج از جسم متحرك ويا مربوط به جسم متحرك . قسم أول را متحرك بالقسر گويند وآن هم يا جاذب مقسور است ويا دافع آن است ودر هر يك از دو فرض هم يا بعد از تحريك امر متحرك از قاسر جدا وبر كنار مىشود يا نه « 3 » . ودر هر چهار فرض يا اين حركت قسريه مضاد با حركت طبيعي مقسور است وخارج از حركت طبيعي آن ويا غير مضاد با آنست . 1 - حركت قسريه كه مضاد با حركت طبيعي مقسور است مانند پرتاب كردن سنگ بود بسوى بالا . 2 - حركت قسريهء كه خارج از حركت طبيعي نباشد ومضاد با آن هم نباشد مانند پرتاپ كردن سنگ موازى با روى زمين « 4 » .
هامش
( 1 ) - ما دام كه نشسته است واگر خود حركت كند ، دو حركت دارد ، يكى بالذات وديگر بالعرض به تبع كشتى . ( 2 ) - كه در قسم دوم بود ، يعنى آنچه حركت قائم بدو نبود وبه امرى بود كه مقارن با أو بود . ( 3 ) - هم چنان قاسر در ذات اوست . قسم أول مثل اينكه كسى سنگى را با نيروى قاسرهء خود بسوى بالا حركت دهد كه عامل ايجاد قسر ، جداى ازو مىشود وبالآخرة ازو زائل مىگردد . ( 4 ) - نه بسوى بالا چون در سوى بالا حركت طبيعي سعى ميكند كه بسوى پائين آيد وحركت قسرى أو را بسوى بالا مىبرد پس مضادت هست لكن اگر سنگ موازى با وجه زمين حركت كند قهرا بسوى زمين خواهد رفت چون كروى است درين صورت حركت قسرى مضاده با حركت طبيعي نيست وبلكه يارى دهنده ومعين آنست .